آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

دفعه به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / daf'e /

time, stretch, instance, turn, sitting

time

stretch

instance

turn

sitting

بار، مرتبه

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

این دفعه بهانه‌ات چیست؟

What is your excuse this time?

این دفعه تو را می‌بخشم؛ ولی دیگر این کار را نکن!

I forgive you this time, but don't do it again!

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد دفعه

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

ارجاع به لغت دفعه

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «دفعه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/دفعه

لغات نزدیک دفعه

پیشنهاد بهبود معانی