against, countrary, spite, reluctance
against
countrary
spite
reluctance
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او رغم آنچه توصیه شده بود عمل کرد.
She acted to the contrary of what was advised.
ما در طول پروژه با رغم زیادی روبهرو شدیم.
We faced much against during the project.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «رغم» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/رغم