آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۴

      زنده به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / zende /

      alive, living, live, quick, animate, vivi-

      alive

      living

      live

      quick

      animate

      vivi-

      حی
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      آن‌ها را زنده خاک کردند.

      They were buried alive.

      یاخته‌ها سازه‌های جسم‌های زنده هستند.

      Cells are elements of living bodies.

      صفت
      فونتیک فارسی / zende /

      vivid, lively, vibrant, alive, rattling, speaking, graphic, rich, bright

      vivid

      lively

      vibrant

      alive

      rattling

      speaking

      graphic

      rich

      bright

      دارای نشاط

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      مصریان باستان برای ایجاد رنگ‌های زنده در آثار هنری خود از رنگ‌دانه‌های لاکی استفاده می‌کردند.

      The ancient Egyptians used lakes to create vivid colors in their artwork.

      آثار هنری زیبای او سرشار از شور و اشتیاق قوی و رنگ‌های زنده به تصویر کشیده شد.

      Her beautiful artwork was shot through with a strong passion and vibrant colors.

      صفت
      فونتیک فارسی / zende /

      live

      live

      هم‌زمان با اجرا

      در طول اجرای زنده، حضار تشویق شدند که هم‌خوانی کنند.

      The audience was encouraged to sing-along during the live performance.

      گروه اجرای زنده‌ی فوق‌العاده‌ای داشت.

      The band gave a fantastic live performance.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      وقتی دید که گروه مورد علاقه‌اش به‌صورت زنده روی صحنه اجرا می‌کنند، هیجان زیادی را احساس کرد.

      She felt a rush of buzz when she saw her favorite band perform live on stage.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد زنده

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      جاندار حی موجود هست
      متضاد:
      مرده میت

      ارجاع به لغت زنده

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «زنده» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/زنده

      لغات نزدیک زنده

      • - زندگینامه
      • - زندگینامه شخصی
      • - زنده
      • - زنده آور
      • - زنده باد
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      relay dubbed dub everyone condenser urgent suffer vigor trade off keyboard trade-off Blanc beurre blanc verisimilitude toolhouse درمانده دشوار دفاع دفتر برنامه‌ریزی دندانسازی دوره دوسال قبل دوساله دولت دو استقامت دیر به دیر دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه راحتی راستا راز
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.