turned upside down, upturned, reversed, capsized, inverted, (airplane) crashing, head-downward, having crashed
turned upside down
upturned
reversed
capsized
inverted
crashing
head-downward
having crashed
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
قایق سرنگون بهآرامی روی ساحل قرار داشت.
The upturned boat rested silently on the shore.
لاشهی سرنگون هواپیما در منطقهی وسیعی پراکنده شده بود.
The airplane crashing wreckage was scattered over a large area.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «سرنگون» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/سرنگون