فقط تا پایان اردیبهشت فرصت دارید با قیمت ۱۴۰۳ اشتراک‌های فست‌دیکشنری را تهیه کنید.
آخرین به‌روزرسانی:

سگ به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

پستانداری اهلی

فونتیک فارسی

sag
اسم

dog, pooch, canine, bowwow

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری

با کسی مثل سگ رفتار کردن، با کسی بدرفتاری کردن

treat somebody like dirt / a dog

عوعو سگ مصدع همیشگی بود.

The dog's barking was a constant aggravation.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

سگ شکاری

a hunting dog

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد سگ

  1. مترادف:
    تازی کلب
    متضاد:
    گربه

ارجاع به لغت سگ

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «سگ» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/سگ

لغات نزدیک سگ

پیشنهاد بهبود معانی