ادبی to wait, to be patient, to show forbearance
to wait
to be patient
to show forbearance
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او بهآرامی برای نوبتش شکیبید.
He waits quietly for his turn.
او یاد گرفت که با وجود مشکلات بشکیبد.
He learned to be patient despite the difficulties.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «شکیبیدن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/شکیبیدن