آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۴

    قابلمه به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / ghaablame /

    lunch pail, pot, tiffin carrier, casserole, kettle, lidded pot

    lunch pail

    pot

    tiffin carrier

    casserole

    kettle

    lidded pot

    ظرفی دردار برای پخت غذا

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    آلومینیوم انتخاب محبوبی برای ساخت قابلمه و تابه است؛ زیرا هادی خوبی برای گرما است و امکان پخت‌وپز یکنواخت را فراهم می‌کند.

    Aluminum is a popular choice for making pots and pans because it is a good conductor of heat, allowing for even cooking.

    او قابلمه را روی اجاق گذاشت تا آب بجوشد.

    She placed the kettle on the stovetop to boil water.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج قابلمه

    قابلمه به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «قابلمه» در زبان انگلیسی به pot یا cooking pot ترجمه می‌شود. قابلمه وسیله‌ای آشپزخانه‌ای است که برای پخت و پز غذا به کار می‌رود و معمولاً از جنس فلز (مثل فولاد ضد زنگ، آلومینیوم یا مس) ساخته می‌شود. این وسیله دارای بدنه‌ای عمیق و دسته‌هایی در دو طرف است که برای نگه‌داشتن و جابه‌جایی آسان طراحی شده‌اند.

    قابلمه‌ها در آشپزخانه نقش بسیار مهمی دارند و برای پخت انواع غذاها مانند سوپ، خورشت، برنج و بسیاری از خوراک‌های دیگر کاربرد دارند. شکل و اندازه قابلمه‌ها متنوع است و بسته به نوع غذا و حجم مواد، قابلمه‌های کوچک، متوسط یا بزرگ انتخاب می‌شوند. برخی قابلمه‌ها دارای درب هستند که به حفظ حرارت و بخار غذا کمک می‌کند و باعث می‌شود غذا بهتر و سریع‌تر بپزد.

    در فرهنگ آشپزی ایرانی، قابلمه یکی از ابزارهای اصلی است که مادران و مادربزرگ‌ها با آن غذاهای سنتی و خوشمزه‌ای مانند قورمه سبزی، خورشت فسنجان و عدس‌پلو را تهیه می‌کنند. استفاده صحیح از قابلمه و انتخاب نوع مناسب آن می‌تواند تاثیر زیادی بر کیفیت نهایی غذا داشته باشد.

    ازاین‌رو، قابلمه یکی از ضروری‌ترین و پرکاربردترین وسایل آشپزخانه است که بدون آن پخت بسیاری از غذاها غیرممکن یا دشوار می‌شود.

    ارجاع به لغت قابلمه

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «قابلمه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/قابلمه

    لغات نزدیک قابلمه

    • - قابل هضم
    • - قابلگی
    • - قابلمه
    • - قابله
    • - قابلیت
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.