آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۷ آذر ۱۴۰۴

    قصور به انگلیسی

    معنی‌ها

    فونتیک فارسی / ghosoor /

    palaces

    palaces

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فونتیک فارسی / ghosoor /

    shortcoming, omission, defect

    shortcoming

    omission

    defect

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد قصور

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    اهمال بدخدمتی تخلف تقصیر خبط خطا سستی کوتاهی ناخدمتی

    سوال‌های رایج قصور

    قصور یا قسور – کدام درست است؟

    شکل درست این واژه «قصور» است.

    «قصور» به معنای کوتاهی، سهل‌انگاری یا ناتوانی در انجام وظیفه است و در فارسی معیار و متون رسمی به همین صورت نوشته می‌شود.

    شکل «قسور» نادرست است و در زبان فارسی کاربرد ندارد.

    قصور به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «قصور» در زبان انگلیسی به negligence یا default ترجمه می‌شود، بسته به زمینه کاربرد.

    Negligence بیشتر به معنای کوتاهی، سهل‌انگاری یا عدم انجام وظیفه به‌طور دقیق و صحیح است.

    Default گاهی در زمینه‌های حقوقی و مالی به معنی عدم انجام تعهد یا مسئولیت به موقع به کار می‌رود.

    «قصور» به حالتی اشاره دارد که فرد یا گروهی در انجام وظایف، مسئولیت‌ها یا تعهدات خود کوتاهی می‌کنند یا به دلیل بی‌توجهی، اهمال یا عدم دقت، کاری را به درستی انجام نمی‌دهند. این مفهوم معمولاً با پیامدهای منفی همراه است و می‌تواند باعث آسیب به افراد، سازمان‌ها یا جامعه شود.

    از منظر حقوقی، قصور به معنای نقض وظیفه یا مسئولیت است که ممکن است منجر به بروز خسارت یا ضرر به دیگری شود. در این موارد، فرد یا سازمان مقصر شناخته می‌شود و ممکن است مسئول جبران خسارت باشد. به عنوان مثال، قصور پزشکی زمانی رخ می‌دهد که پزشک در انجام مراقبت‌های لازم کوتاهی کند و بیمار دچار آسیب شود. این مفهوم اهمیت زیادی در حقوق مدنی و کیفری دارد و پایه بسیاری از دعاوی قضایی است.

    در محیط‌های کاری و سازمانی، قصور می‌تواند ناشی از عدم رعایت استانداردها، کم‌کاری، بی‌دقتی یا بی‌توجهی به جزئیات باشد. این نوع رفتارها می‌تواند منجر به کاهش کیفیت خدمات، افزایش خطرات و آسیب‌های مالی یا جانی شود. بنابراین، مدیریت و پیشگیری از قصور از طریق آموزش، نظارت و فرهنگ سازمانی مناسب بسیار حیاتی است.

    از منظر روان‌شناسی و اجتماعی، قصور ممکن است به دلیل عوامل مختلفی مانند خستگی، استرس، عدم مهارت یا انگیزه کم رخ دهد. شناخت این عوامل و تلاش برای کاهش آن‌ها از طریق حمایت‌های روانی، بهبود شرایط کاری و افزایش انگیزه، به کاهش میزان قصور کمک می‌کند.

    قصور نمایانگر نقطه ضعف‌ها و کمبودهای رفتاری و عملکردی است که می‌تواند اثرات گسترده‌ای بر فرد، سازمان و جامعه داشته باشد. اهمیت شناخت و پیشگیری از قصور در بهبود کیفیت زندگی، افزایش کارایی و تضمین امنیت اجتماعی بسیار برجسته است و نیازمند توجه جدی در سطوح مختلف است.

    ارجاع به لغت قصور

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «قصور» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/قصور

    لغات نزدیک قصور

    • - قصر دوران فئودالیته
    • - قصر مانند
    • - قصور
    • - قصور در دادن نفقه
    • - قصور کردن
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.