fire, blaze, burning, conflagration
fire
blaze
burning
conflagration
او خیره به نارِ رقصان شده بود، غرق در فکر.
He stared into the dancing fire, lost in thought.
نار گرم در شومینه، ما را در شب زمستانی گرم نگه داشت.
The warm blaze in the fireplace kept us cozy during the winter night.
گیاهشناسی میوه pomegranate
pomegranate
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
نار ترش
a tart pomegranate
در شب یلدا، نار نماد تجدید حیات و پیروزی نور بر تاریکی است.
On Yalda Night, pomegranates symbolize renewal and the triumph of light over darkness.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «نار» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/نار