آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۳

      نگه داشتن به انگلیسی

      توضیحات:

      شکل نوشتاری دیگر این لغت: نگهداشتن

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / negahdaashtan /

      to save, to store

      to save

      to store

      ذخیره کردن
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      او تصمیم گرفت پولش را برای خرید ماشین جدید نگه‌ داشت.

      She decided to save her money for a new car.

      لطفاً مدارک را در کمد نگهدارید.

      Please store the documents in the cabinet.

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / negahdaashtan /

      to stop, to halt, to bring to a stop

      to stop

      to halt

      to bring to a stop

      متوقف کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      لطفاً ماشین را در چراغ قرمز نگه دار.

      Please stop the car at the red light.

      داور مجبور شد بازی را به‌دلیل مصدومیت بازیکن نگهدارد.

      The referee had to bring the game to a stop due to a player injury.

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / negahdaashtan /

      to retain, to keep, to hold

      to retain

      to keep

      to hold

      در جایی حفظ کردن

      (در مسابقه) حساب امتیاز را نگه داشتن

      keep (the) score

      پلیس به او هشدار داد که از نگه داشتن مواد غیرقانونی خودداری کند.

      The police warned him not to hold any illegal substances.

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / negahdaashtan /

      to keep (waiting, standing, ...)

      to keep

      در انتظار گذاشتن

      لطفاً در را باز نگه‌ دارید تا من کیفم را بردارم.

      Please keep the door open while I grab my bag.

      می‌توانی صدا را هنگامی که من کار می‌کنم پایین نگه داری؟

      Can you keep the noise down while I'm working?

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / negahdaashtan /

      to preserve, to safeguard, to project

      to preserve

      to safeguard

      to project

      حفظ کردن

      ما باید زیبایی طبیعی پارک‌های خود را نگهداریم.

      We must preserve the natural beauty of our parks.

      ما باید میراث فرهنگی خود در برابر تخریب نگه داریم.

      We need to safeguard our cultural heritage from destruction.

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / negahdaashtan /

      to persever, to keep (promises, ...), to abide by

      to persever

      to keep

      to abide by

      وفا کردن

      من همیشه تلاش می‌کنم قول‌هایم را نگه دارم؛ زیرا صداقت برای من مهم است.

      I always aim to keep my promises, as integrity matters to me.

      او همیشه سعی می‌کند تعهداتش به دوستانش را نگهدارد.

      She always tries to abide by her commitments to her friends.

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / negahdaashtan /

      to maintain, to take care of

      to maintain

      to take care of

      توجه کردن

      او با عشق و توجه زیادی حیوانات خانگی‌اش را نگه می‌دارد.

      She takes care of her pets with great love and attention.

      شرکت هدف دارد که شهرت خود را در صنعت نگه دارد.

      The company aims to maintain its reputation in the industry.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت نگه داشتن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «نگه داشتن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/نگه داشتن

      لغات نزدیک نگه داشتن

      • - نگه
      • - نگه دار اصلی
      • - نگه داشتن
      • - نگهبان
      • - نگهبان اداره
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      super ser self re psycho psych platy pale oleo cross demi- dextro- down e electrotype بالا رفتن تیزرو مته‌به‌خشخاش‌گذاری بدون وصیت‌نامه ساخته‌ی ذهن مخمس مرابطه مردری مهرگیاه کپک‌زده وبا مسام راه هوایی پرستار غبطه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.