آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۴

    نگهبان به انگلیسی

    توضیحات:

    شکل نوشتاری دیگر این لغت: نگاهبان

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / negahbaan /

    guard, guardsman, watchman, keeper, sentinel, sentry, protector, security agent, bodyguard

    guard

    guardsman

    watchman

    keeper

    sentinel

    sentry

    protector

    security agent

    bodyguard

    مراقب

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    یک نگهبان در آن حوالی قدم می‌زد.

    A guard was walking nearby.

    نگهبان موزه به‌دقت از آثار باستانی محافظت کرد.

    The museum keeper carefully preserved the ancient artifacts.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد نگهبان

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    پاسبان پاسدار حارس داروغه هارون
    مترادف:
    پاینده حافظ محافظ مراقب مستحفظ نگاهدارنده
    مترادف:
    دیده بان دیده‌ور قراول کشیک گشتی نگاهبان
    مترادف:
    پشتیبان حامی طرفدار
    مترادف:
    دربان سرایدار

    سوال‌های رایج نگهبان

    نگهبان به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «نگهبان» در انگلیسی به‌طور معمول guard یا در برخی زمینه‌ها watchman ترجمه می‌شود.

    نگهبان به فردی گفته می‌شود که وظیفه‌ی اصلی‌اش مراقبت، حفاظت یا نظارت بر مکان، اشیاء، اشخاص یا یک مجموعه است. این نقش می‌تواند در موقعیت‌های مختلفی تعریف شود؛ از نگهبان ساختمان‌های مسکونی و اداری گرفته تا نگهبان موزه، نگهبان بانک، یا حتی نگهبانان نظامی و امنیتی که از مراکز حساس و مهم محافظت می‌کنند.

    هدف اصلی از به‌کارگیری نگهبان، تأمین امنیت، جلوگیری از ورود افراد غیرمجاز، پیشگیری از سرقت یا خرابکاری، و ایجاد حس آرامش برای افراد درون یک محیط مشخص است.

    در بسیاری از کشورها، نگهبان‌ها معمولاً لباس مشخص یا یونیفرم دارند تا قابل شناسایی باشند. بعضی از آن‌ها به تجهیزات خاصی مانند بی‌سیم، باتوم، دوربین مداربسته یا حتی سلاح گرم مجهز هستند، البته بسته به میزان حساسیت محل خدمتشان. نگهبان‌ها ممکن است به‌صورت شبانه‌روزی کار کنند، به‌ویژه در محیط‌هایی که نیاز به محافظت مداوم دارند.

    قش نگهبان تنها محدود به ایستادن در ورودی یا گشت‌زنی نیست؛ گاهی لازم است که گزارش‌های دقیقی از وقایع تهیه کنند، با نیروهای امنیتی یا پلیس همکاری کنند، یا در مواقع بحرانی مانند آتش‌سوزی یا ورود غیرمجاز، واکنش سریع و مناسبی نشان دهند.

    در برخی فیلم‌ها و داستان‌ها نیز نگهبانان نقش‌هایی فراتر از وظایف معمولی دارند و حتی به‌عنوان نمادهایی از وفاداری، قدرت یا آگاهی به تصویر کشیده می‌شوند.

    واژه‌ی «نگهبان» همچنین بار معنایی گسترده‌تری دارد و در متون ادبی یا فلسفی نیز می‌تواند به کسی اشاره داشته باشد که مراقب چیزی غیرمادی مانند حقیقت، ارزش‌ها، سنت‌ها یا اسرار است. بنابراین، نگهبان فقط یک شغل نیست، بلکه در برخی زمینه‌ها می‌تواند نمادی از مسئولیت، محافظت، و حضور هوشیارانه باشد.

    ارجاع به لغت نگهبان

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «نگهبان» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/نگهبان

    لغات نزدیک نگهبان

    • - نگه دار اصلی
    • - نگه داشتن
    • - نگهبان
    • - نگهبان اداره
    • - نگهبان شب
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.