آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۳

      وارد شدن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل لازم
      فونتیک فارسی / vaared shodan /

      to become versed, to become informed, to become skilled (in), to become knowledgeable, to learn the ins and outs of

      to become versed

      to become informed

      to become skilled

      to become knowledgeable

      to learn the ins and outs of

      آگاهی یافتن

      او امیدوار است که به زبان‌های متعدد وارد شود.

      She hopes to become versed in multiple languages.

      دانش‌آموزان باید درباره‌ی حقوق خود وارد شوند.

      Students should become informed about their rights.

      فعل لازم
      فونتیک فارسی / vaared shodan /

      to arrive, to come in, to get in, to enter, to turn up

      to arrive

      to come in

      to get in

      to enter

      to turn up

      ورود کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      تازه شام را تمام کرده بودم که او وارد شد.

      I had scarcely finished dinner when he arrived.

      شکستن در و وارد شدن به خانه‌ی دیگری غیرقانونی است.

      It is unlawful to break and enter somebody else's house.

      فعل لازم
      فونتیک فارسی / vaared shodan /

      to be imported, to be brought in

      to be imported

      to be brought in

      واردات انجام شدن

      بسیاری از کالاها می‌توانند بدون تعرفه وارد شوند.

      Many goods can be imported without tariffs.

      میوه‌های تازه از بازارهای خارجی وارد خواهند شد.

      Fresh fruits will be brought in from overseas markets.

      فعل لازم
      فونتیک فارسی / vaared shodan /

      to be inflicted, to be delivered, to be levelled against (someone)

      to be inflicted

      to be delivered

      to be levelled against

      نسبت دادن

      اتهامات علیه این شرکت به‌خاطر شیوه‌های زیست‌محیطی‌اش وارد خواهد شد.

      Accusations will be levelled against the company for its environmental practices.

      انتقادات شدید بر دولت به‌خاطر سیاست‌هایش وارد خواهد شد.

      Severe criticisms will be inflicted on the government for its policies.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت وارد شدن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «وارد شدن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/وارد شدن

      لغات نزدیک وارد شدن

      • - وارد در استدلال
      • - وارد ساختن
      • - وارد شدن
      • - وارد شونده
      • - وارد کاری شدن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      send in an application senorita set yourself clear objectives sextuple sharp pain shoplifting shoulder to shoulder show of unity simultaneity sinusitis sirloin slake solitude socioeconomic so far سه چهار پنج هفت ده طوطی کفشدوزک روح جیگر چهل پنجاه شصت هفتاد هشتاد صد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.