(playing) card
card
او پاسور برنده را روی میز گذاشت.
She laid down a winning playing card on the table.
دستهی پاسورها جوکر نداشت.
The deck of playing cards was missing the joker.
والیبال ورزش passer, setter
passer
setter
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
پاسور بازویش را راست نگه داشت تا توپ را پرتاب کند.
The passer cocked his arm to throw the ball.
پاسور، جاخالی عالیای انجام داد و همه را در زمین غافلگیر کرد.
The setter executed a perfect dump, surprising everyone on the court.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «پاسور» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پاسور