آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

پرپشت به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

صفت
فونتیک فارسی / porposht /

luxuriant, shaggy, thick, thickset, dense, exuberant, lush

luxuriant

shaggy

thick

thickset

dense

exuberant

lush

انبوه

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

او از شامپوی مخصوصی برای موهای پرپشت استفاده می‌کند.

She uses a special shampoo for thick hair.

موی پرپشت و موج‌دار

thickset, crisp hair

نمونه‌جمله‌های بیشتر

موی پرپشت و سیاه او بر فراز یک پیشانی چروکیده قرار داشت.

His thick black hair topped a wrinkled forehead.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد پرپشت

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
متضاد:

ارجاع به لغت پرپشت

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «پرپشت» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پرپشت

لغات نزدیک پرپشت

پیشنهاد بهبود معانی