آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

پرپیچ‌وخم به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

صفت
فونتیک فارسی / porpichokham /

curvy, devious, snaky, wiggly, winding, circuitous, tortuous, wandering, meandering

curvy

devious

snaky

wiggly

winding

circuitous

tortuous

wandering

meandering

پیچاپیچ

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری

خط ساحلی پرپیچ‌وخم مایل‌ها امتداد داشت.

The curvy coastline stretched for miles.

گل‌های وحشی رنگارنگ جاده‌ی پرپیچ‌وخم

the colorful wildflowers of the meandering road

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت پرپیچ‌وخم

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «پرپیچ‌وخم» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پرپیچ‌وخم

لغات نزدیک پرپیچ‌وخم

پیشنهاد بهبود معانی