تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
خرید اشتراک

لینک مطلب کپی شد

۴

به‌روزرسانی ۷ مرداد ۱۴۰۴

انتشار ۶ مرداد ۱۴۰۴

فهرست لغات و اصطلاحات تجاری انگلیسی

کسب‌وکار، امروزه مفهومی فراتر از خرید و فروش ساده است. این حوزه گستره‌ای وسیع از فعالیت‌های تولیدی، خدماتی، مالی، مدیریتی و ارتباطی را دربر می‌گیرد که همگی در تعامل مداوم با یکدیگر شکل می‌گیرند. موفقیت در فضای رقابتی کسب‌وکار، نیازمند شناخت عمیق روندها، درک درست مفاهیم و توانایی برقراری ارتباط مؤثر در موقعیت‌های مختلف کاری است. از این رو، تسلط بر زبان مشترک این فضا، یکی از ابزارهای کلیدی برای پیشرفت محسوب می‌شود.

در این میان، زبان انگلیسی به‌عنوان زبان غالب در فضای بین‌المللی کسب‌وکار، نقش حیاتی ایفا می‌کند. بخش عمده‌ای از مفاهیم مدیریتی، منابع آموزشی، مکاتبات حرفه‌ای، قراردادها و گزارش‌های مالی و ساختارهای سازمانی به زبان انگلیسی انجام می‌شود. در چنین شرایطی، آشنایی، توانایی فهم و استفاده از واژگان تخصصی و اصطلاحات بیزنسی رایج، نه‌تنها درک عمیق‌تری از مفاهیم حرفه‌ای را فراهم می‌کند، بلکه امکان مشارکت مؤثرتر در فضای بین‌المللی را نیز مهیا می‌سازد.

در این مطلب از وبلاگ فست‌دیکشنری، مجموعه‌ی جامعی از لغات و اصطلاحات تجاری در زبان انگلیسی برای شما گردآوری شده است. این فهرست می‌تواند مرجعی قابل اعتماد برای افرادی باشد که در حوزه‌های مختلف کسب‌وکار فعالیت می‌کنند و به دنبال ارتقای مهارت‌های زبانی خود هستند.

در جدول زیر برخی از لغات کسب‌وکار قرار گرفته است. برای مشاهده‌ی لیست کامل لغات (تخصصی) کلیک کنید.

مشاهده

لغت
معنی

afford

- بضاعت داشتن، استطاعت داشتن، پول یا زمان کافی داشتن، از عهده (چیزی) برآمدن، توان داشتن (مالی، زمان و …)

AIDA

- آیدا، مدل آیدا

all-hands meeting

- جلسه‌ی همگانی (یعنی با حضور تمام کارکنان)

angel

- سرمایه‌گذار فرشته (فرد ثروتمندی که روی کسب‌و‌کاری نوپا سرمایه‌گذاری می‌کند)

Ansoff Matrix

- ماتریس آنسوف

antitrust

- ضدانحصار، ضدتراست، ضدانحصارگرایی (وابسته‌ به مجموعه‌ای از قوانین و سیاست‌ها که هدف آن‌ها جلوگیری از انحصار، تبانی و سایر شیوه‌های ضدرقابتی تجاری است)

architect

- معمار، آرشیتکت، مهندس معمار

attrition

- ریزش نیروی انسانی، کاهش نیروی انسانی (به‌دلیل استخدام نکردن نیروی جدید به‌جای کسانی که ترک کرده‌اند)
- کاهش، ریزش (در تعداد مشتریان)

bagger

- بسته‌بند، مسئول پاکت کردن (کسی که اجناس مشتری را در پاکت می‌گذارد، پاکت پرکن)

bank teller

- تحویلدار بانک، متصدی بانک

لغت
معنی

barbershop

- آرایشگاه (مردانه)، پیرایشگاه، سلمانی

bargaining

- مذاکره، چانه‌زنی

BCG Matrix

- ماتریس بی‌سی‌جی

BCP

- طرح تداوم کسب‌وکار (سندی است که اطلاعات مهم شرکت را برای موارد اضطراری خلاصه می‌کند و به آن شرکت در مواجهه با رویدادهای غیرمنتظره کمک می‌کند.)

benchmark

- ارزیابی کردن (محصول رقیب یا شیوه‌های تجاری) به منظور بهبود عملکرد شرکت خود))

benefit

- مزیت (بهره‌مندی شغلی)

bill

- قبض، صورت‌حساب، فاکتور، حساب
- فاکتور کردن، به کسی صورت‌حساب فرستادن

blemishing effect

- اثر لکه‌دار کردن

bloodletting

- تعدیل نیرو

blue-collar workers

- کارکنان یقه‌آبی

چگونه لغات بیزینسی را بهتر یاد بگیریم و در مکالمه استفاده کنیم؟

یادگیری واژگان بیزینسی فقط به حفظ کردن معنی آن‌ها ختم نمی‌شود؛ برای اینکه این کلمات واقعاً در ذهن شما ماندگار شوند و بتوانید آن‌ها را در موقعیت‌های واقعی به‌کار ببرید، بهتر است روزانه چند واژه را انتخاب کرده و با آن‌ها جمله بسازید. استفاده از این واژه‌ها در ایمیل‌های کاری، مکالمات رسمی یا حتی در گفت‌وگوهای تمرینی با دوستان نیز می‌تواند بسیار مؤثر باشد. همچنین، گوش دادن به پادکست‌ها یا تماشای ویدیوهای آموزشی مرتبط با دنیای کسب‌وکار، به شما کمک می‌کند تا این واژه‌ها را در بافت طبیعی و کاربردی آن‌ها بشنوید و بهتر درک‌شان کنید. تمرین مستمر، کلید تسلط واقعی بر این واژه‌هاست.

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری

نظرتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نظرات (۴)