آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ اسفند ۱۴۰۳

      Attrition

      əˈtrɪʃn əˈtrɪʃn

      توضیحات:

      در معنای دوم در انگلیسی بریتانیایی به‌جای attrition از natural wastage استفاده می‌شود.

      در معنای سوم در انگلیسی بریتانیایی به‌جای attrition از wastage استفاده می‌شود.

      معنی attrition | جمله با attrition

      noun uncountable formal

      ساییدگی، فرسایش، تضعیف، کاهش، تخریب (به‌صورت تدریجی)

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The enemy's morale suffered attrition after weeks of constant bombardment.

      روحیه‌ی دشمن پس‌از هفته‌ها بمباران مداوم دچار تضعیف شد.

      The long drought caused attrition of the region's agricultural resources.

      خشکسالی طولانی باعث کاهش تدریجی منابع کشاورزی منطقه شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The constant exposure to harsh weather led to the attrition of the building's facade.

      قرار گرفتن مداوم در معرض هوای نامساعد منجر به تخریب تدریجی نمای ساختمان شد.

      tooth attrition

      ساییدگی دندان

      war of attrition

      جنگ فرسایشی

      noun uncountable

      انگلیسی آمریکایی کسب‌وکار ریزش نیروی انسانی، کاهش نیروی انسانی (به‌دلیل استخدام نکردن نیروی جدید به‌جای کسانی که ترک کرده‌اند)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کسب‌وکار

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The company implemented new strategies to reduce attrition and retain key employees.

      شرکت استراتژی‌های جدیدی اجرا کرد تا ریزش نیروی انسانی را کاهش دهد و کارکنان کلیدی را حفظ کند.

      The company experienced high attrition rates last year.

      شرکت سال گذشته نرخ ریزش بالایی را تجربه کرد.

      noun uncountable

      انگلیسی آمریکایی ترک تحصیل، ریزش (کسانی که تحصیل یا دوره‌ی آموزشی را قبل‌از پایان آن ترک می‌کنند)

      The university is investigating the reasons behind the high attrition in its online courses.

      دانشگاه درحال بررسی دلایل بالای ریزش در دوره‌های آنلاین خود است.

      High attrition rates can negatively impact the reputation of educational institutions.

      نرخ بالای ریزش می‌تواند به شهرت مؤسسات آموزشی آسیب برساند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The organization is focused on minimizing attrition by enhancing mentorship programs.

      سازمان بر روی کاهش ترک تحصیل با بهبود برنامه‌های مشاوره متمرکز است.

      noun uncountable

      انگلیسی آمریکایی کسب‌وکار کاهش، ریزش (در تعداد مشتریان)

      The company is facing high attrition due to better options available in the market.

      این شرکت به‌دلیل وجود گزینه‌های بهتر در بازار با نرخ بالای کاهش مشتریان مواجه است.

      Our marketing strategy aims to reduce attrition among our loyal customers.

      هدف استراتژی بازاریابی ما کاهش نرخ ریزش در بین مشتریان وفادار است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد attrition

      1. noun wearing down or away
        Synonyms:
        wear erosion abrasion weakening thinning attenuation grinding rubbing depreciation debilitation disintegration
        Antonyms:
        strengthening building
      1. noun regret
        Synonyms:
        remorse repentance contriteness remorsefulness penitence penance
        Antonyms:
        happiness

      ارجاع به لغت attrition

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «attrition» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/attrition

      لغات نزدیک attrition

      • - attributive
      • - attrited
      • - attrition
      • - attu
      • - attune
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.