آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Thinning

      ˈθɪnɪŋ ˈθɪnɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      thinned

      شکل سوم:

      thinned

      سوم‌شخص مفرد:

      thins

      معنی thinning | جمله با thinning

      adjective

      نازک، کم‌پشت (مو)

      The thinning hairline of the man made him look older than his actual age.

      خط موی نازک این مرد او را بزرگ‌تر از سن واقعی‌اش نشان می‌داد.

      The dermatologist recommended a special shampoo for my thinning hair.

      متخصص پوست، شامپوی مخصوصی را برای موهای کم‌پشت من توصیه کرد.

      noun

      تنک‌سازی (قطع یا حذف برخی از درختان و گیاهان یا قسمت‌هایی از آن‌ها برای ایجاد فضا برای رشد برخی دیگر)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      The thinning of the forest was necessary to reduce the risk of wildfires.

      تنک‌سازی جنگل برای کاهش خطر آتش‌سوزی ضروری بود.

      The garden needed some thinning.

      باغ به تنگ‌سازی نیاز داشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد thinning

      1. verb lessen the strength or flavor of a solution or mixture
        Synonyms:
        watering diluting weakening reducing diminishing cutting editing deleting narrowing slimming slenderizing extenuating slighting sparing paling fainting leaning dispersing expanding sheering fining subtilizing
      1. verb lose thickness; become thin or thinner
        Synonyms:
        slimming extenuating
        Antonyms:
        thickening
      1. noun the act of diluting something
        Synonyms:
        cutting

      لغات هم‌خانواده thinning

      noun
      thinness, thinner, thinning
      adjective
      thin, thinning
      verb - transitive
      thin
      adverb
      thinly

      سوال‌های رایج thinning

      گذشته‌ی ساده thinning چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده thinning در زبان انگلیسی thinned است.

      شکل سوم thinning چی میشه؟

      شکل سوم thinning در زبان انگلیسی thinned است.

      سوم‌شخص مفرد thinning چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد thinning در زبان انگلیسی thins است.

      ارجاع به لغت thinning

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «thinning» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/thinning

      لغات نزدیک thinning

      • - thinner
      • - thinness
      • - thinning
      • - thinnish
      • - thio acid
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.