Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۲

      Thinness

      ˈθɪnnəs ˈθɪnnəs

      معنی thinness | جمله با thinness

      noun uncountable

      لاغری، لاغر بودن

      The author discusses why female beauty has become linked to thinness.

      این نویسنده به این موضوع می‌پردازد که چرا زیباییِ زنانه با لاغری مرتبط شده است.

      the thinness of his face

      لاغر بودن صورتش

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      extreme thinness

      لاغری مفرط

      noun uncountable

      نازک بودن، نازکی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      The thinness of the walls meant you could hear everything.

      نازک بودن دیوارها به این معنی بود که می‌توانستید همه چیز را بشنوید.

      They were surprised by the thinness of the pillows in their hotel room.

      آن‌ها از نازک بودن بالش‌ها در اتاق هتل شگفت‌زده شده بودند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      thinness of the eggshells

      نازک بودن پوسته‌های تخم‌مرغ

      noun uncountable

      (مقدار یا تعداد) کم‌بودن

      The thinness of the audience doesn't do justice to the quality of the show.

      کم‌ بودن مخاطب به کیفیت نمایش لطمه نمی‌زند.

      the thinness of the evidence

      کم بودن شواهد

      noun uncountable

      پایین بودن کیفیت

      the thinness of the singer's voice

      پایین بودن کیفیت صدای خواننده

      the thinness of his résumé

      پایین بودن کیفیت رزومه‌ی او

      noun uncountable

      رقیق بودن، رقیقی، آبکی بودن

      the thinness of the sauce

      رقیق بودن سس

      the thinness of the paint

      رقیق بودن رنگ

      noun uncountable

      آب‌و‌هوا رقیق بودن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی آب‌و‌هوا

      مشاهده

      The thinness of the air can make you feel breathless.

      رقیق بودن هوا باعث می‌شود احساس تنگی نفس کنید.

      the thinness of the atmosphere

      رقیق بودن جو

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد thinness

      1. noun a consistency of low viscosity
        Synonyms:
        slimness slenderness fineness delicacy shallowness inadequacy rarity scarcity sparsity meagerness spareness scantiness gauntness emaciation tenuity sparseness subtlety subtilization incompactness
        Antonyms:
        thickness
      1. noun the property of having little body fat
        Synonyms:
        leanness spareness fineness

      لغات هم‌خانواده thinness

      noun
      thinness, thinner, thinning
      adjective
      thin, thinning
      verb - transitive
      thin
      adverb
      thinly

      ارجاع به لغت thinness

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «thinness» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/thinness

      لغات نزدیک thinness

      • - thinly disguised
      • - thinner
      • - thinness
      • - thinning
      • - thinnish
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.