آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

بدهی به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / bedehi /

debt, money owed, being in the red, indebtedness, debit, liability, score

debt

money owed

being in the red

indebtedness

debit

liability

score

قرض، دین

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

ناصر مبلغ بدهی خود را دقیقاً حساب کرد.

Nasser carefully calculated the amount he owed.

بدهی زیاد جواد را مجبور کرد که دارایی خود را تبدیل به پول کند.

Heavy debts forced Javad to capitalize his assets.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد بدهی

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:

سوال‌های رایج بدهی

بدهی به انگلیسی چی می‌شه؟

کلمه‌ی «بدهی» در زبان انگلیسی به debt ترجمه می‌شود.

کلمه‌ی «debt» به معنای مبلغ یا چیزی است که یک فرد، شرکت یا دولت به دیگری بدهکار است و باید در آینده پرداخت کند. بدهی می‌تواند به شکل‌های مختلفی وجود داشته باشد، از قبیل پول قرض گرفته شده، وام بانکی، یا حتی تعهدات مالی دیگر که فرد یا سازمان باید در موعد مشخصی تسویه نماید. مفهوم بدهی نقش مهمی در اقتصاد شخصی و کلان دارد و مدیریت صحیح آن برای سلامت مالی بسیار حیاتی است.

در زندگی روزمره، بدهی می‌تواند شامل قرض گرفتن پول برای خرید کالا، پرداخت اقساط وام مسکن، وام خودرو یا حتی بدهی‌های کارت اعتباری باشد. هر فرد یا خانواده‌ای ممکن است به دلایل مختلفی مجبور به گرفتن وام یا قرض شود، اما مدیریت نادرست بدهی‌ها ممکن است منجر به مشکلات مالی جدی، فشار روانی و حتی ورشکستگی شود. به همین دلیل، برنامه‌ریزی دقیق و مدیریت هزینه‌ها برای کنترل بدهی بسیار اهمیت دارد.

در سطح کسب‌وکار، بدهی‌ها می‌توانند به صورت وام‌های بانکی، اوراق قرضه، یا دیگر تعهدات مالی ظاهر شوند که شرکت‌ها برای تأمین منابع مالی خود از آنها استفاده می‌کنند. استفاده از بدهی به شکل صحیح می‌تواند به رشد و توسعه کسب‌وکار کمک کند، اما بدهی زیاد یا ناتوانی در پرداخت آن می‌تواند به ورشکستگی و از دست رفتن اعتبار مالی منجر شود. به همین دلیل، شرکت‌ها و سازمان‌ها معمولاً برنامه‌های دقیق مالی برای مدیریت بدهی‌های خود دارند.

از منظر اقتصادی، بدهی‌های دولت‌ها نیز اهمیت ویژه‌ای دارند. دولت‌ها برای اجرای برنامه‌های توسعه، پرداخت حقوق کارکنان و خدمات عمومی گاهی مجبور به استقراض می‌شوند. اگر بدهی‌های دولت به‌صورت کنترل نشده افزایش یابد، ممکن است اقتصاد کشور دچار تورم، کاهش ارزش پول ملی و مشکلات جدی اقتصادی شود. در نتیجه، سیاست‌گذاران مالی باید تعادل مناسبی بین درآمدها و هزینه‌ها ایجاد کنند تا بدهی‌ها تحت کنترل باقی بمانند.

بدهی یکی از ابزارهای مالی است که اگر با دقت و آگاهی مدیریت شود، می‌تواند به نفع فرد، شرکت و جامعه باشد. اما عدم کنترل بدهی و افزایش بی‌رویه آن، خطرات زیادی به همراه دارد که می‌تواند سلامت مالی و اقتصادی را به شدت تهدید کند. آگاهی و آموزش مالی درباره بدهی و روش‌های مدیریت آن برای همه افراد ضروری است.

ارجاع به لغت بدهی

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «بدهی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/بدهی

لغات نزدیک بدهی

پیشنهاد بهبود معانی