آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

برشتن به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

فعل متعدی
فونتیک فارسی / bereshtan /

to parch, to toast, to roast, to calcine, to scorch, to torrefy

to parch

to toast

to roast

to calcine

to scorch

to torrefy

برشته کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

برشتن دانه‌ها، عطر آجیل را افزایش می‌دهد.

To parch the grains enhances nutty aroma.

قنّاد با دقت دانه‌ها را می‌برشتد.

The baker carefully toasts the seeds.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد برشتن

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
سوخاری کردن

ارجاع به لغت برشتن

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «برشتن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/برشتن

لغات نزدیک برشتن

پیشنهاد بهبود معانی