آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۴

    تفت دادن به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    فعل متعدی
    فونتیک فارسی / taft daadan /

    to sauté, to heat, to roast

    to sauté

    to heat

    to roast

    گرما دادن، حرارت دادن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    قارچ را با سه قاشق غذاخوری کره تفت دهید تا طلایی شود.

    Sauté the mushrooms in 3 tablespoons of the butter until they are golden.

    گوشت تفت‌داده‌شده

    sauté meet

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    سبزیجات را در روغن زیتون تفت می‌دهم.

    I will sauté the vegetables in olive oil.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد تفت دادن

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    حرارت دادن داغ کردن
    مترادف:
    نیمه‌سرخ کردن

    سوال‌های رایج تفت دادن

    تفت دادن به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «تفت دادن» در زبان انگلیسی به to sauté یا to fry lightly ترجمه می‌شود.

    تفت دادن به معنای پختن مواد غذایی با حرارت کم تا متوسط و معمولاً در مقدار کمی روغن است. این روش پخت، به‌ویژه در آشپزی سنتی و مدرن، برای حفظ طعم، رنگ و ارزش غذایی مواد به کار می‌رود. برخلاف سرخ کردن عمیق، تفت دادن باعث می‌شود غذاها نرم و مغذی باقی بمانند و در عین حال عطر و طعم آن‌ها تقویت شود. سبزیجات، گوشت، پیاز، سیر و ادویه‌ها از جمله موادی هستند که اغلب با این روش آماده می‌شوند تا پایه‌ای خوش‌طعم برای غذاهای متنوع ایجاد کنند.

    در فرآیند تفت دادن، حرارت به تدریج و با دقت اعمال می‌شود تا مواد نسوزند و طعم مطلوب آزاد شود. معمولاً ابتدا روغن در ماهیتابه گرم می‌شود و سپس مواد غذایی به آن اضافه می‌شوند و به آرامی هم زده می‌شوند. این کار باعث می‌شود رطوبت مواد حفظ شود و بافت آن‌ها ترد یا لطیف باقی بماند. همچنین، برخی از مواد مانند پیاز یا سیر با تفت دادن طعم شیرین و ملایم‌تری پیدا می‌کنند و عطری دلنشین در غذا ایجاد می‌شود.

    تفت دادن در آشپزی نقش کلیدی در ترکیب و تعادل طعم‌ها دارد. این روش به سرآشپز امکان می‌دهد تا ادویه‌ها و چاشنی‌ها را به بهترین شکل با مواد غذایی مخلوط کند و طعم غنی و چندلایه‌ای ایجاد نماید. به همین دلیل، بسیاری از دستورهای سنتی و مدرن، مرحله‌ی تفت دادن را به‌عنوان پایه‌ای ضروری برای آماده‌سازی غذا در نظر می‌گیرند. بدون این مرحله، بسیاری از خوراک‌ها از نظر عطر و طعم کامل نمی‌شوند.

    از نظر تغذیه‌ای، تفت دادن نسبت به سرخ کردن عمیق سالم‌تر است، زیرا مقدار چربی جذب شده کمتر است و مواد مغذی موجود در سبزیجات و گوشت بیشتر حفظ می‌شود. همچنین، این روش به کنترل کالری و سلامت رژیم غذایی کمک می‌کند. استفاده از روغن‌های سالم مانند زیتون یا کنجد می‌تواند ارزش غذایی غذا را افزایش دهد و به ایجاد وعده‌ای خوشمزه و مغذی منجر شود.

    تفت دادن فراتر از یک روش پخت ساده است؛ نمادی از دقت، صبر و هنر آشپزی است. این عمل نشان می‌دهد که با رعایت جزئیات کوچک و توجه به حرارت و زمان، می‌توان طعم و کیفیت غذا را به حداکثر رساند. تفت دادن، همانند یک هنر، مهارتی است که تجربه و خلاقیت سرآشپز را بازتاب می‌دهد و نقش مهمی در تبدیل مواد خام به غذایی خوش‌طعم و خاطره‌انگیز دارد.

    ارجاع به لغت تفت دادن

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «تفت دادن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تفت دادن

    لغات نزدیک تفت دادن

    • - تفأل
    • - تفت
    • - تفت دادن
    • - تفت سنج
    • - تفتان
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.