آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

بیش‌فعال به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

صفت
فونتیک فارسی / bish fa''aal /

hyperactive

hyperactive

پرجنب‌وجوش

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری

معلم در مدیریت دانش‌آموزان بیش‌فعال در کلاس خود با مشکل مواجه شد.

The teacher struggled to manage the hyperactive students in her class.

بیش‌فعالی گاهی می‌تواند برای والدین خسته‌کننده باشد.

Being hyperactive can sometimes be exhausting for parents.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت بیش‌فعال

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «بیش‌فعال» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/بیش‌فعال

لغات نزدیک بیش‌فعال

پیشنهاد بهبود معانی