آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۴

    تبدیل به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / tabdil /

    change, transformation, conversion, replacement, alteration, substitution, reduction, permutation, convergence, exchange, turning into, switching, adaptor, commutation, mutation, translation, transmutation

    change

    transformation

    conversion

    replacement

    alteration

    substitution

    reduction

    permutation

    convergence

    exchange

    turning into

    switching

    adaptor

    commutation

    mutation

    translation

    transmutation

    مبادله

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    تبدیل اشک به لبخند

    the exchange of tears for smiles

    تبدیل آلمان به یک قدرت نظامی

    Germany's transformation into a military power

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد تبدیل

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    تبادل تحول تطور تعویض تغییر دگرسانی دگرگونی مبادله مبدل معاوضه

    سوال‌های رایج تبدیل

    تبدیل به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «تبدیل» در زبان انگلیسی به conversion یا transformation ترجمه می‌شود؛ بسته به زمینه‌ی کاربرد، ممکن است یکی از این دو یا معادل‌های نزدیک دیگری به کار رود.

    تبدیل مفهومی گسترده و چندبعدی است که در حوزه‌های مختلف علمی، فرهنگی و روزمره کاربرد دارد. به‌طور کلی، تبدیل به معنای تغییر حالت، شکل، کیفیت یا ماهیت یک چیز به چیز دیگری است. این تغییر می‌تواند فیزیکی، شیمیایی، معنوی، اجتماعی یا حتی فکری باشد. از تبدیل انرژی در علوم پایه گرفته تا تبدیل واحدهای اندازه‌گیری و تبدیل داده‌ها در فناوری اطلاعات، این واژه نقشی کلیدی در بیان فرآیندهای تغییر و انتقال ایفا می‌کند.

    در علوم طبیعی و مهندسی، تبدیل به معنای تغییر یک نوع انرژی یا ماده به نوع دیگر است. برای مثال، تبدیل انرژی گرمایی به انرژی مکانیکی در موتورهای احتراقی یا تبدیل برق به نور در لامپ‌ها نمونه‌هایی از این مفهوم هستند. این نوع تبدیل‌ها از اساس کارکرد دستگاه‌های صنعتی و فناوری‌های مدرن محسوب می‌شوند و فهم دقیق آنها کلید پیشرفت‌های فنی و علمی است. همچنین در شیمی، تبدیل یک ماده به ماده‌ای دیگر از طریق واکنش‌های شیمیایی، زمینه‌ای است که به‌طور گسترده مورد مطالعه و بهره‌برداری قرار می‌گیرد.

    در زندگی روزمره نیز تبدیل به فرآیند تغییر و تطبیق اشاره دارد. زمانی که فرد یا سازمانی خود را با شرایط نوین وفق می‌دهد، یا اطلاعات خام به داده‌های قابل استفاده تبدیل می‌شود، یا حتی وقتی ماده‌ای بازیافتی به محصولی نوین تبدیل می‌گردد، همه و همه نمونه‌هایی از تبدیل هستند. این فرآیندهای تبدیل، بیانگر توانایی بشر در سازگاری و نوآوری‌اند که زیربنای پیشرفت‌های فردی، اجتماعی و اقتصادی است.

    تبدیل مفهومی است که نشان‌دهنده‌ی ذات تغییر و پویایی جهان و انسان است. هر آنچه در اطراف ما وجود دارد، در فرآیند تبدیل قرار دارد؛ چه از نظر فیزیکی و چه از نظر معنوی. درک درست از تبدیل، ما را قادر می‌سازد تا بهتر با تغییرات روبه‌رو شویم، فرصت‌ها را شناسایی کنیم و در مسیر رشد و تکامل گام برداریم. تبدیل، در هر قالب و زمینه‌ای که باشد، کلید حرکت و زندگی است.

    ارجاع به لغت تبدیل

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «تبدیل» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تبدیل

    لغات نزدیک تبدیل

    • - تبخیر کردن
    • - تبخیرکننده
    • - تبدیل
    • - تبدیل آهن به طلا
    • - تبدیل به اتم کردن
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.