supplication, entreaty, appeal, beseeching, begging, praying
supplication
entreaty
appeal
beseeching
begging
praying
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
این تنها یک درخواست نبود، بلکه تضرعی بود از دلِ کسی که تمام امیدش را از دست داده بود.
It was not just a request, but a heartfelt supplication from someone who had lost all hope.
او شب را در تضرعی خاموش گذراند و آمرزش اشتباهات گذشتهاش را طلب کرد.
He spent the night in silent praying, seeking forgiveness for his past mistakes.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تضرع» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تضرع