آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۴

    ناله به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / naale /

    groan, moan, wail, sigh, hum, whimper, ululation, lamentation

    groan

    moan

    wail

    sigh

    hum

    whimper

    ululation

    lamentation

    فغان

    او از درد ناله کرد.

    He gave a groan of pain.

    ناله‌ی باد در میان درختان ترسناک بود.

    The moan of the wind through the trees was eerie.

    اسم
    فونتیک فارسی / naale /

    complaint, cavil, animadversion, lamen, lamentation, protest

    complaint

    cavil

    animadversion

    lamen

    lamentation

    protest

    سخن شکایت‌آمیز

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    ناله‌ی مداوم او درباره‌ی سروصدا غیرقابل تحمل شده بود.

    His constant complaint about the noise was becoming unbearable.

    علی‌رغم ناله‌ی او، پیشنهاد توسط هیئت‌مدیره پذیرفته شد.

    Despite his cavil, the proposal was accepted by the board.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد ناله

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    آه جزع شیون فریاد فغان
    مترادف:
    تضرع زاری گریه مویه
    مترادف:
    زوزه صیحه ضجه ندبه نعره
    مترادف:
    آوا نغمه
    مترادف:
    زخ ژخ

    سوال‌های رایج ناله

    ناله به انگلیسی چی می‌شه؟

    ناله به معنای moan, groan, یا whine صدایی است که انسان (یا حتی حیوان) در اثر درد، رنج، ناراحتی، یا اندوه عمیق از خود خارج می‌کند. این صدا اغلب ناخودآگاه و بدون هدف مشخص است، اما می‌تواند حامل احساساتی بسیار عمیق و تأثیرگذار باشد.

    ناله ممکن است جسمانی باشد، مثلاً زمانی که فردی دچار زخم یا بیماری است و در واکنش به درد، صداهایی آهسته و کش‌دار از خود تولید می‌کند؛ یا روانی و احساسی باشد، زمانی که فردی در سوگ، اندوه، یا دل‌شکستگی فرو رفته است.

    ناله از ابتدایی‌ترین اشکال بیان درد در انسان‌هاست و حتی پیش از شکل‌گیری زبان گفتاری نیز وجود داشته. این صدا نوعی زبان غیرکلامی محسوب می‌شود که احساسات را به اطرافیان منتقل می‌کند. به همین دلیل، ناله کردن می‌تواند نقش مهمی در برانگیختن همدلی دیگران، دریافت حمایت، یا ابراز فشارهای درونی ایفا کند.

    از نظر روان‌شناسی، ناله کردن هم می‌تواند روشی برای رهایی از تنش درونی باشد و هم نشانه‌ای از درماندگی یا نیاز به توجه. در برخی فرهنگ‌ها، ناله جزئی از آیین‌های سوگواری و ابراز احساسات است، و به‌صورت آگاهانه یا حتی هنری اجرا می‌شود. در مقابل، در برخی دیگر از فرهنگ‌ها یا شرایط اجتماعی، ناله ممکن است نشانه‌ی ضعف یا بی‌تابی تلقی شود و فرد را از بیان آن باز دارد.

    ناله همچنین در ادبیات و هنر به‌عنوان نمادی از غم، رنج یا حسرت به کار می‌رود. شاعر یا نویسنده با به‌کار بردن تصویر "ناله"، عمق درونی درد شخصیت‌ها یا حال‌وهوای احساسی فضا را برجسته می‌کند. واژه‌هایی مانند moan و groan در زبان انگلیسی تفاوت‌های ظریفی دارند: moan بیشتر به ناله‌های غم‌انگیز و کش‌دار گفته می‌شود، درحالی‌که groan بیشتر به صدای درد یا فشار بدنی اشاره دارد. واژه‌ی whine نیز نوعی ناله‌ی مداوم، گله‌آمیز و گاه کودکانه را نشان می‌دهد.

    ارجاع به لغت ناله

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «ناله» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ناله

    لغات نزدیک ناله

    • - نالشگری
    • - نالوطی
    • - ناله
    • - ناله کردن
    • - ناله و زاری
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.