transgression, aggression, abuse, invasion, strain, trespass, oppression, encroachment, intrusion, coercion, outrage, infringement, tyranny, persecution
transgression
aggression
abuse
invasion
strain
trespass
oppression
encroachment
intrusion
coercion
outrage
infringement
tyranny
persecution
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
تعدی جزئی بود ولی هنوز نیاز به رسیدگی داشت.
The transgression was minor but still needed to be addressed.
گزارش به تعدی قدرت توسط مقامات اشاره کرد.
The report highlighted the abuse of power by the officials.
شکل درست و معیار این واژه «تعدی» است. «تعدی» واژهای عربیریشه است که در فارسی به معنی تجاوز، ظلم یا پا فراتر گذاشتن از حد و قانون به کار میرود؛ مانند: تعدی به حقوق دیگران جایز نیست.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تعدی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تعدی