آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۴

      زور به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / zoor /

      force, power, strength, might, violence, potency, lustiness, prowess, zap, vigor, dint, sinew, punch, exertion, coercion, brawn

      force

      power

      strength

      might

      violence

      potency

      lustiness

      prowess

      zap

      vigor

      dint

      sinew

      punch

      exertion

      coercion

      brawn

      قدرت
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      مجبور بود برای تکان دادن سنگ همه‌ی زور خود را به‌کار ببرد.

      He had to exert all his strength to move the stone.

      مشو غره به زور و بازوی خویش ...

      Don't become overconfident about the might of your muscles...

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      به زور به سلطنت رسید.

      He gained royalty by force.

      اسم
      فونتیک فارسی / zoor /

      compulsion, force, coercion, duress

      compulsion

      force

      coercion

      duress

      اجبار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      نباید برای حل اختلافات خود به زور متوسل شویم.

      We should not use force to settle our difference.

      دولت به اعمال زور و دسیسه‌بازی علیه کارگران متهم شد.

      The government was accused of coercion and intrigue against the workers.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد زور

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      اجبار تعدی جبر عنف فشار قسر
      مترادف:
      توان قدرت طاقت قوت قوه نیرو

      سوال‌های رایج زور

      زور به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «زور» در زبان انگلیسی به force یا strength ترجمه می‌شود، بسته به بافت جمله و کاربرد آن.

      «زور» واژه‌ای چندبُعدی در زبان فارسی است که بسته به زمینه‌ی کاربردش می‌تواند معانی فیزیکی، روانی، اجتماعی یا حتی حقوقی به خود بگیرد. در ساده‌ترین شکل، زور به نیروی فیزیکی‌ای اشاره دارد که برای انجام کاری یا تأثیر گذاشتن بر شیء یا فردی دیگر به کار گرفته می‌شود. اما معنای این واژه بسیار فراتر از قدرت جسمی است و در بسیاری از موارد، بار منفی و انتقادی نیز به همراه دارد، به‌ویژه وقتی با اجبار، تحمیل یا بی‌عدالتی همراه باشد.

      در مفهوم فیزیکی، زور به نیروی عضلانی یا توان بدنی اطلاق می‌شود. برای مثال، کسی که می‌خواهد جسم سنگینی را بلند کند، باید از «زور بازو» یا قدرت فیزیکی خود استفاده کند. در این کاربرد، زور هم‌معنای قدرت، نیرو و توان است و مفهومی خنثی یا حتی مثبت دارد، چراکه به تلاش، استقامت و توانایی انسانی اشاره دارد. در ورزش، به‌ویژه در رشته‌هایی مثل کشتی، وزنه‌برداری یا بوکس، زور به‌عنوان عاملی مهم برای موفقیت محسوب می‌شود.

      با این حال، در بسیاری از بافت‌ها، «زور» معنایی منفی پیدا می‌کند، به‌ویژه وقتی با تحمیل اراده بر دیگران همراه باشد. استفاده از زور برای اجبار دیگران به انجام کاری که تمایلی به آن ندارند، مصداقی از سلطه‌گری یا ستم است. این نوع زور، چه در روابط فردی و خانوادگی، و چه در سطح اجتماعی و سیاسی، محکوم به بی‌اخلاقی و بی‌عدالتی است. به همین دلیل، مفاهیمی مانند «زورگویی»، «خشونت» یا «تحمیل» با بار منفی و انتقادی همراه‌اند.

      در زبان محاوره‌ای نیز زور به‌عنوان استعاره‌ای برای تلاش بیهوده یا تحمیل‌شده به‌کار می‌رود؛ مثلاً وقتی گفته می‌شود «به زور نمی‌شه کسی رو عاشق کرد» یا «زور نزن، فایده نداره»، این واژه حامل معنای نوعی ناکارآمدی، اجبار و فشار است. در چنین جمله‌هایی، زور نه نماد قدرت، بلکه نشانه‌ی ناتوانی در ایجاد پذیرش و همکاری طبیعی است.

      در سطح قانونی و اخلاقی نیز، استفاده از زور باید بر اساس موازین مشخصی صورت گیرد. مفهوم «زور مشروع» در حقوق، به معنای قدرتی است که در چارچوب قانون برای حفظ نظم، امنیت یا عدالت اعمال می‌شود، مانند استفاده از زور توسط پلیس. در مقابل، «زور غیرقانونی» یا خشونت بی‌دلیل، نقض حقوق دیگران تلقی شده و قابل پیگرد است.

      واژه‌ی «زور» بازتاب‌دهنده‌ی رابطه‌ای پیچیده میان قدرت، اختیار، اخلاق و اراده‌ی انسانی است. در حالی‌که در برخی زمینه‌ها نشانه‌ای از توانمندی و تلاش است، در بسیاری موارد دیگر به معنای تحمیل و بی‌عدالتی درمی‌آید. درک درست این تفاوت‌ها، برای به‌کارگیری سنجیده‌تر این واژه و تحلیل روابط انسانی و اجتماعی، ضروری است.

      ارجاع به لغت زور

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «زور» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/زور

      لغات نزدیک زور

      • - زودی
      • - زودین
      • - زور
      • - زور آخر را زدن
      • - زور آوردن به
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.