آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۲

      تعلیق به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / ta'ligh /

      suspension, abeyance, suspense, stay, contingency on (or upon)

      suspension

      abeyance

      suspense

      stay

      contingency on

      بلاتکلیفی

      آن قانون سال‌هاست که به حال تعلیق در آمده است.

      That law has been in abeyance for many years.

      پروژه تا اطلاع ثانوی به تعلیق درآمده بود.

      The project was held in abeyance until a later date.

      اسم
      فونتیک فارسی / ta'ligh /

      شیمی suspension

      suspension

      ذرات معلق جامد در مایع

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      استفاده از تعلیق در تحلیل شیمیایی می‌تواند به جداسازی و تشخیص اجزای مختلف یک ترکیب کمک کند.

      The use of a suspension in chemical analysis can help to separate and identify different components within a mixture.

      پایایی تعلیق

      stability of a suspension

      اسم
      فونتیک فارسی / ta'ligh /

      hanging, pendency, the state of being suspended or in suspension

      hanging

      pendency

      the state of being suspended or in suspension

      آویختگی، آویزش

      تعلیق پرده‌ها به اتاق حالت دنجی داده بود.

      The hanging of the curtains gave the room a cozy feel.

      تعلیق اثر هنری در نمایشگاه چندین ساعت طول کشید.

      The hanging of the artwork in the gallery took several hours.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد تعلیق

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      آویختگی آویزش
      مترادف:
      تاخیر معلق
      مترادف:
      آویختن
      مترادف:
      تحشیه تعلیقه تکلمه حاشیه
      مترادف:
      معلق کردن فروهشتن

      ارجاع به لغت تعلیق

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «تعلیق» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تعلیق

      لغات نزدیک تعلیق

      • - تعلیف
      • - تعلیف کردن
      • - تعلیق
      • - تعلیق انگیز
      • - تعلیق به محال
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.