strong, powerful, able, capable, mighty, potent, puissant, formidable, stalwart, -able
strong
powerful
able
capable
mighty
potent
puissant
formidable
stalwart
-able
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
رهبر توانا وفاداری و احترام را در پیروانش برانگیخت.
The puissant leader inspired loyalty and respect among his followers.
او به یک سیستم پشتیبانی توانا نیاز دارد تا این دوران سخت را پشت سر بگذارد.
He needs a strong support system to get through this difficult time.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «توانا» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/توانا