آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۴

    حمام به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / hammaam /

    bathroom, bath, bagnio, bathhouse

    bathroom

    bath

    bagnio

    bathhouse

    حمام, bathroom, bath, bagnio, bathhouse
    گرمابه

    پنجره‌های حمام بخار کرده است.

    Steam has fogged the bathroom windows.

    آیا در حمام کسی هست؟

    Is somebody in the bath?

    اسم
    فونتیک فارسی / hammaam /

    bathing, lavation, tubbing

    bathing

    lavation

    tubbing

    استحمام

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    حمام گرم اغلب باعث آسودگی و تمدد اعصاب می‌شود.

    A hot bath often eases and relaxes.

    حمام گرم درد عضلات مرا تسکین داد.

    The hot bath palliated my muscle.

    اسم
    فونتیک فارسی / hammaam /

    wash, bath, bathing, rinsing

    wash

    bath

    bathing

    rinsing

    شستشوی مواد

    حمام اسید

    acid bath

    حمام روغن

    oil bath

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد حمام

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    آبزن دوش گرمابه تابخانه
    مترادف:
    امر مقدر امر محتوم
    مترادف:
    قضا قدر سرنوشت
    مترادف:
    مرگ موت

    سوال‌های رایج حمام

    حمام به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه «حمام» در زبان انگلیسی به «bath» یا «bathroom» ترجمه می‌شود، که به مکانی برای شست‌وشو و پاکیزگی اشاره دارد.

    حمام جایی است که افراد برای نظافت شخصی به آن مراجعه می‌کنند و نقش مهمی در حفظ بهداشت فردی و سلامت عمومی ایفا می‌کند. این مکان می‌تواند شامل دوش، وان، توالت و وسایل مرتبط با مراقبت از بدن باشد. در فرهنگ‌های مختلف، حمام‌ها علاوه بر کاربردهای بهداشتی، جنبه‌های اجتماعی و فرهنگی نیز داشته‌اند و گاهی به عنوان محلی برای تجمع و گفتگو مورد استفاده قرار می‌گرفتند.

    تاریخچه حمام‌ها به دوران باستان بازمی‌گردد؛ برای مثال، در امپراتوری روم، حمام‌های عمومی (ترمس) نقش مهمی در زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم داشتند و فضایی برای استراحت، ورزش و ملاقات‌های اجتماعی به شمار می‌رفتند. این سنت در بسیاری از فرهنگ‌ها با شکل‌ها و روش‌های مختلف ادامه یافته است.

    امروزه، حمام‌ها در خانه‌ها به عنوان فضایی خصوصی برای تمیزی و آرامش محسوب می‌شوند. طراحی و امکانات حمام‌ها به مرور زمان پیشرفته‌تر شده و شامل تجهیزات متنوعی مانند وان‌های جکوزی، دوش‌های پیشرفته، سیستم‌های گرمایش و تهویه می‌شود تا تجربه‌ای راحت و دلپذیر برای کاربران فراهم آورد.

    علاوه بر جنبه‌های بهداشتی، حمام نقش مهمی در حفظ سلامت روان نیز دارد؛ بسیاری از افراد پس از یک روز سخت کاری، با استحمام و استفاده از حمام‌های آرام‌بخش، استرس و خستگی خود را کاهش می‌دهند. به همین دلیل، حمام به مکانی برای بازیابی انرژی و آرامش تبدیل شده است.

    «حمام» فراتر از یک مکان فیزیکی است؛ این کلمه یادآور اهمیت مراقبت از خود، پاکیزگی و توجه به رفاه جسمی و روانی انسان است. حمام نمادی از نو شدن، آرامش و بازسازی انرژی در زندگی روزمره ماست.

    ارجاع به لغت حمام

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «حمام» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/حمام

    لغات نزدیک حمام

    • - حمالی
    • - حمالی کردن
    • - حمام
    • - حمام آفتاب
    • - حمام آفتاب گیری
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.