آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۸ تیر ۱۴۰۴

      خام به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / khaam /

      raw, uncooked, fresh, half-baked

      raw

      uncooked

      fresh

      half-baked

      نپخته

      پس از خوردن ماهی خام دچار تهوع شدم.

      After eating raw fish, I was overcome by nausea.

      سبزیجات خام

      raw vegetables

      صفت
      فونتیک فارسی / khaam /

      unripe, green, gauche

      unripe

      green

      gauche

      نرسیده، نارس

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      گوجه‌های خام هنوز قرمز نبودند و شیرینی مطلوب را نداشتند.

      The unripe tomatoes were not yet red and lacked the desired sweetness.

      انبه‌های خام سفت بودند.

      The unripe mangoes were firm.

      صفت
      فونتیک فارسی / khaam /

      immature, inexperienced, green, inchoate, callow, adolescent, unfledged

      immature

      inexperienced

      green

      inchoate

      callow

      adolescent

      unfledged

      بی‌تجربه

      گفته‌هایش به نظرم خام و نابخردانه بود.

      His remarks struck me as being adolescent and ill-judged.

      دختر خام با عزت نفسش در سال‌های نوجوانی‌اش چالش داشت.

      The adolescent girl struggled with her self-esteem during her teenage years.

      صفت
      فونتیک فارسی / khaam /

      crude, rude, raw, unformed, unrefined

      crude

      rude

      raw

      unformed

      unrefined

      به شکل ماده‌ی اولیه

      بنزین از نفت خام تقطیر می‌شود.

      Gasoline is distilled from crude oil.

      قیمت یک بشکه نفت خام

      the price of a barrel of crude oil

      صفت
      فونتیک فارسی / khaam /

      vain, futile, illusive

      vain

      futile

      illusive

      واهی

      تلاش تیم برای بردن مسابقه خام بود.

      The team's attempt to win the game was futile.

      پارس‌های خام سگ

      the dog's futile barks

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد خام

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      صفت
      متضاد:
      پخته مجرب
      مترادف:
      ناپخته نپخته
      متضاد:
      بی‌تجربه تازه‌کار مبتدی ناآزموده بی‌تجربه نامجرب نوپیشه

      سوال‌های رایج خام

      خام به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «خام» در زبان انگلیسی به "raw" ترجمه می‌شود.

      «خام» واژه‌ای است که به مواد، غذاها یا حتی حالت‌هایی اشاره دارد که تحت فرآیند پخت، آماده‌سازی یا تغییر خاصی قرار نگرفته‌اند. این اصطلاح معمولاً به معنی طبیعی، دست‌نخورده و بدون تغییر است و می‌تواند در حوزه‌های مختلفی مانند آشپزی، صنایع، هنر و حتی رفتار انسانی کاربرد داشته باشد.

      در زمینه‌ی خوراکی‌ها، مواد خام به غذاهایی گفته می‌شود که بدون پختن یا فرآوری مصرف می‌شوند. سبزیجات، میوه‌ها، گوشت یا ماهی خام نمونه‌هایی از این دسته‌اند. مصرف مواد خام می‌تواند مزایا و معایب خاص خود را داشته باشد؛ به عنوان مثال، حفظ ویتامین‌ها و آنزیم‌های طبیعی یکی از نکات مثبت است، اما گاهی خطر آلودگی یا مشکلات هضم را نیز به همراه دارد. رژیم‌های غذایی خاصی مانند رژیم خام‌خواری به استفاده‌ی عمده از مواد خام تأکید دارند.

      در حوزه‌ی صنایع و تولید، «خام» به مواد اولیه‌ای اطلاق می‌شود که هنوز وارد فرآیند تولید نشده‌اند و به صورت ابتدایی و طبیعی باقی مانده‌اند. این مواد پس از فرآوری و تغییرات متعدد، به محصولات نهایی تبدیل می‌شوند. به عنوان مثال، نفت خام، سنگ‌های معدنی خام یا چوب خام نمونه‌هایی از این مفهوم هستند که در صنعت کاربرد فراوان دارند.

      از لحاظ رفتاری و شخصیتی نیز گاهی از کلمه‌ی «خام» برای توصیف افرادی استفاده می‌شود که هنوز تجربه، مهارت یا دانش لازم برای مواجهه با پیچیدگی‌های زندگی را به دست نیاورده‌اند. در این معنا، «خام بودن» به معنای ناپخته بودن، کم‌تجربگی یا ساده‌لوحی است که با گذر زمان و کسب تجربه کاهش می‌یابد. این مفهوم در توصیف جوانان یا تازه‌واردان به یک حوزه یا جامعه کاربرد دارد.

      «خام» مفهومی است که با ذات طبیعی، دست‌نخورده و ابتدایی سر و کار دارد و بسته به زمینه، می‌تواند بار معنایی مثبت (مانند اصالت و تازگی) یا منفی (مانند ناپختگی و کم‌تجربگی) داشته باشد. شناخت درست این واژه در موقعیت‌های مختلف، به درک بهتر موضوع و استفاده‌ی دقیق‌تر از آن کمک می‌کند.

      ارجاع به لغت خام

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «خام» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/خام

      لغات نزدیک خام

      • - خالی کردن گلوله
      • - خالی کردن مشکلات سر کسی
      • - خام
      • - خام طمع
      • - خام کردن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.