آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

خانم‌بزرگ به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / khaanombozorg /

grandma, grandam, grandame, grandmother, grand dame, grannie, granny

grandma

grandam

grandame

grandmother

grand dame

grannie

granny

مادربزرگ

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

خانم‌بزرگ باغ زیبای پر از گل دارد.

Grandma has a beautiful garden full of flowers.

خانم‌بزرگم برای همه‌ی ما شال‌های زیبایی می‌بافد.

My grandame knits beautiful scarves for all of us.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت خانم‌بزرگ

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «خانم‌بزرگ» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/خانم‌بزرگ

لغات نزدیک خانم‌بزرگ

پیشنهاد بهبود معانی