آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

خیلی به انگلیسی

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

صفت
فونتیک فارسی / kheyli /

عامیانه many, plenty, much, numerous, copious, plentiful, lots of, scads, a great deal of, a lot of

many

plenty

much

numerous

copious

plentiful

lots of

scads

a great deal of

a lot of

زیاد، بسیار

خیلی از مردم

many of the people

خیلی غذا

a lot of food

قید
فونتیک فارسی / kheyli /

very, lot, extremely, exceedingly, awfully, greatly, fulls, terribly, highly, quiet, considerably, badly, much, specially, heartily, perfectly, far, bloody, extra, real, well, rattling, mighty, whacking, awful, darned

very

lot

extremely

exceedingly

awfully

greatly

fulls

terribly

highly

quiet

considerably

badly

much

specially

heartily

perfectly

far

bloody

extra

real

well

rattling

mighty

whacking

awful

darned

بسیار، به‌طور شدید

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس

او درباره‌ی خوراکش خیلی بهانه‌گیری می‌کند.

He is very finicky about his food.

رئیس او صبح‌ها خیلی زودخشم است.

His boss is very bad-tempered in the morning.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد خیلی

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

ارجاع به لغت خیلی

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «خیلی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/خیلی

لغات نزدیک خیلی

پیشنهاد بهبود معانی