آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۱۰ مرداد ۱۴۰۴

    دما به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / damaa /

    temperature, hotness, heat, torridness, warmth, calefaction, fieriness, torridity, thermo-, pyro-

    temperature

    hotness

    heat

    torridness

    warmth

    calefaction

    fieriness

    torridity

    thermo-

    pyro-

    حرارت، گرمی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    بالا رفتن دما

    the growth of temperature

    دما بین صفر تا ده درجه متغیر است.

    The temperature ranges from zero to ten degrees.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد دما

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    حرارت گرما گرمی
    متضاد:
    سرما

    سوال‌های رایج دما

    دما به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «دما» در زبان انگلیسی به temperature ترجمه می‌شود.

    «دما» به معنای میزان گرما یا سرمای یک جسم، محیط یا فضا است و یکی از اصلی‌ترین شاخص‌های فیزیکی در توصیف شرایط محیطی و وضعیت مواد به شمار می‌رود. دما معیاری کمی است که میزان انرژی جنبشی متوسط ذرات یک ماده را نشان می‌دهد؛ هرچه دما بالاتر باشد، ذرات با سرعت بیشتری حرکت می‌کنند و برعکس. اندازه‌گیری دما در علوم مختلف از جمله فیزیک، شیمی، هواشناسی، پزشکی و مهندسی اهمیت حیاتی دارد.

    در زندگی روزمره، دما تأثیر مستقیمی بر شرایط زیستی، سلامت انسان و عملکرد دستگاه‌ها دارد. دمای هوا نقش تعیین‌کننده‌ای در انتخاب پوشش، فعالیت‌های روزمره و حتی وضعیت روانی افراد ایفا می‌کند. همچنین در پزشکی، اندازه‌گیری دمای بدن یکی از راه‌های اصلی تشخیص بیماری‌ها و وضعیت سلامت است. افزایش یا کاهش دمای بدن می‌تواند نشانگر وجود عفونت، التهاب یا اختلالات دیگر باشد.

    در علم هواشناسی، دما یکی از شاخص‌های مهم پیش‌بینی وضعیت جوی است که با کمک آن می‌توان تغییرات آب‌وهوایی، فصول سال، و الگوهای آب‌وهوایی منطقه‌ای را تحلیل کرد. تغییرات دما در کره زمین همچنین به بررسی پدیده‌های اقلیمی مانند گرمایش جهانی و تغییرات اقلیمی کمک می‌کند. اندازه‌گیری دقیق و مستمر دما، پایه‌ی بسیاری از تحقیقات علمی و تصمیم‌گیری‌های محیط‌زیستی است.

    در صنعت و فناوری، کنترل دما در فرایندهای مختلف تولیدی، نگهداری مواد، و بهره‌برداری از تجهیزات بسیار مهم است. بسیاری از دستگاه‌ها و ماشین‌آلات به دماهای مشخصی نیاز دارند تا عملکرد بهینه داشته باشند و از آسیب دیدن جلوگیری شود. به همین دلیل، سیستم‌های پیشرفته‌ی سنجش و کنترل دما به طور گسترده در صنایع مختلف استفاده می‌شوند.

    «دما» مفهومی است بنیادین که درک آن به انسان‌ها امکان می‌دهد با محیط پیرامون خود بهتر تعامل کنند، شرایط زندگی را بهینه کنند و در حوزه‌های علمی و فنی پیشرفت کنند. شناخت درست دما و اهمیت آن، از اصول ابتدایی علوم طبیعی و مهندسی است که نقش کلیدی در حفظ سلامت، امنیت و رفاه جوامع ایفا می‌کند.

    ارجاع به لغت دما

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «دما» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/دما

    لغات نزدیک دما

    • - دم و دستگاه
    • - دم هواپیما
    • - دما
    • - دما آلودگی
    • - دما پا
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.