sediment, deposit, precipitate, precipitation, alluvium, silt, settlings, dregs
sediment
deposit
precipitate
precipitation
alluvium
silt
settlings
dregs
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
رسوب سیاهی در ته بطری قرار داشت.
There was a black deposit at the bottom of the bottle.
وقتی شراب رسوب میاندازد، نشانهای از فرایند رسیدن طبیعی آن است.
When the wine throws sediment, it's a sign of its natural maturation process.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «رسوب» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/رسوب