فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

رنگی به انگلیسی

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • رنگارنگ، دارای رنگ
  • فونتیک فارسی

    rangi
  • صفت
    colored, chromatic, paint-covered, technicolored, paint-smeared, colorful
    • - یک بخش کوتاه از فیلم رنگی

    • - a short length of colored film
    • - عکس رنگی باعث فروش روزنامه است.

    • - Colored pictures sell newspapers.
    • - سفره‌ی نوروز را با تخم‌مرغ‌های رنگی تزیین کردم.

    • - I decorated the Nowruz table with colorful eggs.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت رنگی

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «رنگی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/رنگی

لغات نزدیک رنگی

پیشنهاد بهبود معانی