آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۴

    سوزن به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / soozan /

    pin, needle, bodkin, darner, perforator, nib, piercer

    pin

    needle

    bodkin

    darner

    perforator

    nib

    piercer

    ابزار دوختن

    سوراخ سوزن

    the eye of a needle

    سوزن را نخ کردن

    to thread a needle

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    سوزن بخیه‌زنی در جراحی

    a needle for surgical sutures

    سر سوزن

    the point of a needle

    اسم
    فونتیک فارسی / soozan /

    قدیمی hypodermic needle, syringe

    hypodermic needle

    syringe

    سرنگ

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    پرستار سوزن را با داروی تجویزشده پر کرد.

    The nurse filled the syringe with the prescribed medication.

    پزشک از سوزنی برای گرفتن نمونه‌ی خون از بیمار استفاده کرد.

    The doctor used a syringe to extract a blood sample from the patient.

    اسم
    فونتیک فارسی / soozan /

    قدیمی needle, shot

    needle

    shot

    آمپول

    سوزن زدن

    to inject, to give a needle to

    دکتر به من یک سوزن زد.

    The doctor gave me a shot.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد سوزن

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    دوزینه
    مترادف:
    آمپول

    سوال‌های رایج سوزن

    سوزن به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «سوزن» در زبان انگلیسی به needle ترجمه می‌شود.

    سوزن ابزاری باریک، نوک‌تیز و معمولاً فلزی است که از گذشته‌های بسیار دور تاکنون در زندگی بشر کاربردهای متنوعی داشته است. ساده‌ترین و شناخته‌شده‌ترین نوع سوزن، سوزن خیاطی است که یک سر آن نوک تیز برای سوراخ‌کردن پارچه است و سر دیگرش سوراخ کوچکی دارد تا نخ از آن عبور کند. این ابزار کوچک، اما حیاتی، پایه‌ی هنر و صنعت خیاطی و دوخت‌ودوز به‌شمار می‌رود و نقش اساسی در تهیه و ترمیم لباس‌ها ایفا کرده است.

    اما کاربرد سوزن فقط به خیاطی محدود نمی‌شود. در پزشکی، سوزن‌های مخصوص برای تزریق دارو، گرفتن خون، بخیه زدن و حتی در طب سوزنی (acupuncture) استفاده می‌شوند. این سوزن‌ها بسته به نوع کاربرد، در ضخامت، طول و طراحی بسیار متفاوت‌اند. در بسیاری از درمان‌ها، سوزن به‌عنوان ابزار ورود به بدن یا تحریک نقاط خاصی از آن به‌کار می‌رود و نقشی تعیین‌کننده در حفظ سلامت ایفا می‌کند. حتی سوزن‌های بسیار ریز برای تزریقات زیرجلدی در طب مدرن و زیبایی بسیار رایج‌اند.

    در هنر نیز سوزن جایگاه خاصی دارد. هنرهایی چون گلدوزی، سوزن‌دوزی، فرش‌بافی یا حتی هنرهای ظریف سنتی در فرهنگ‌های مختلف، همگی نیازمند انواع سوزن‌های مخصوص هستند. در این رشته‌ها، دقت، ظرافت و مهارت استفاده از سوزن، کیفیت و زیبایی نهایی اثر را تعیین می‌کند. همچنین در هنر مدرن، از سوزن به‌عنوان نماد دقت، نفوذ یا حتی درد نیز در ادبیات و تصویرسازی استفاده می‌شود.

    با وجود کوچکی‌اش، سوزن ابزاری قدرتمند است که در خدمت خلق، درمان، و بیان قرار گرفته و هنوز هم در عصر تکنولوژی جایگاه خود را حفظ کرده است.

    ارجاع به لغت سوزن

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «سوزن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/سوزن

    لغات نزدیک سوزن

    • - سوزش معده
    • - سوزک
    • - سوزن
    • - سوزن آبله کوبی
    • - سوزن بان
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.