آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۴

    سپری کردن به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    فعل متعدی
    فونتیک فارسی / separi kardan /

    to pass, to spend, to while away

    to pass

    to spend

    to while away

    گذراندن، طی کردن

    سال‌های بی‌حاصلی که در زندان سپری کردم.

    The blank years I spent in jail.

    او بعدازظهر را با بازی‌های ویدیویی سپری کرد.

    He passed the afternoon playing video games.

    فعل متعدی
    فونتیک فارسی / separi kardan /

    to end, to finish, to terminate

    to end

    to finish

    to terminate

    به اتمام رسانیدن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    او زمان فراغتش را با نقاشی مناظر سپری کرد.

    She ended her free time painting landscapes.

    آن‌ها مسابقه را باوجود باران سپری کردند.

    They finished the race despite the rain.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد سپری کردن

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    به‌پایان‌رسانیدن به اتمام رسانیدن تمام کردن گذراندن طی کردن سر کردن
    مترادف:
    معدوم کردن نابود ساختن نابود کردن

    سوال‌های رایج سپری کردن

    سپری کردن به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «سپری کردن» در زبان انگلیسی به to spend ترجمه می‌شود.

    واژه‌ی «سپری کردن» به معنای گذراندن زمان در انجام کاری یا در یک وضعیت خاص است. این فعل به توصیف نحوه‌ی صرف وقت اشاره دارد و می‌تواند شامل فعالیت‌های مختلفی مانند کار، استراحت، سفر، آموزش یا تفریح باشد. اهمیت این عبارت در بیان تجربه‌ی انسان و چگونگی استفاده از زمان روزمره یا دوره‌های خاص زندگی است.

    سپری کردن زمان به شکلی معنادار و هدفمند می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی بر کیفیت زندگی و رضایت فردی داشته باشد. به عنوان مثال، سپری کردن وقت با خانواده، دوستان یا در فعالیت‌های مورد علاقه، احساس خوشایندی به همراه دارد و باعث تقویت روابط اجتماعی و سلامت روان می‌شود. برعکس، گذراندن زمان به صورت بی‌هدف یا در شرایط نامطلوب ممکن است منجر به احساس ناراحتی، استرس یا بی‌انگیزگی گردد.

    در زبان رسمی و ادبی، عبارت «سپری کردن» معمولاً برای اشاره به دوره‌های مشخص زمانی به کار می‌رود؛ مانند سپری کردن تعطیلات، یک دوره‌ی آموزشی، یا زمان بیماری و نقاهت. این کاربرد نشان‌دهنده‌ی توجه به اهمیت زمان و چگونگی مدیریت آن است. مدیریت بهینه زمان و انتخاب فعالیت‌های مفید در سپری کردن آن، از جمله مهارت‌هایی است که نقش مهمی در موفقیت فردی و حرفه‌ای دارد.

    از دیدگاه فرهنگی و اجتماعی، نحوه‌ی سپری کردن زمان می‌تواند بازتابی از ارزش‌ها، باورها و سبک زندگی یک جامعه باشد. برای مثال، برخی فرهنگ‌ها اهمیت ویژه‌ای به گذراندن وقت در جمع خانواده یا انجام مراسم و مناسبت‌های خاص می‌دهند، در حالی که برخی دیگر بر فعالیت‌های فردی و توسعه شخصی تأکید دارند. این تفاوت‌ها بر تجربه‌های فردی و اجتماعی افراد تاثیرگذار است.

    «سپری کردن» زمان به عنوان بخشی از زندگی روزمره، نمایانگر رابطه‌ی انسان با زمان و اهمیت آن در شکل‌دهی به خاطرات، مهارت‌ها و شخصیت او است. توجه به کیفیت و نحوه‌ی استفاده از زمان، به افراد کمک می‌کند تا زندگی معنادارتری داشته باشند و از لحظات خود بیشترین بهره را ببرند.

    ارجاع به لغت سپری کردن

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «سپری کردن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/سپری کردن

    لغات نزدیک سپری کردن

    • - سپری شدن زمان
    • - سپری شده
    • - سپری کردن
    • - سپری کردن وقت
    • - سپرین
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.