آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

شرمنده به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

صفت
فونتیک فارسی / sharmande /

ashamed, put to shame, disgraced, abashed, embarrassed, mortified

ashamed

put to shame

disgraced

abashed

embarrassed

mortified

خجل، شرمسار

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری

اظهارات بیجای دوست مستم در مجلس ترحیم مرا شرمنده کرد.

the facetious remarks of my drunken friend at the funeral embarrassed me.

از این که مهمانم را کتک زدند بسیار شرمنده شدم.

I was mortified that they thrashed my guest.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد شرمنده

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

متضاد:
مترادف:

ارجاع به لغت شرمنده

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «شرمنده» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/شرمنده

لغات نزدیک شرمنده

پیشنهاد بهبود معانی