حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
laughter, laugh
laughter
laugh
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
ضحک بچهها مسری بود.
The children's laughter was contagious.
میتوانستم ضحک بلند او را از آنسوی سالن بشنوم.
I could hear his loud laugh from across the hall.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ضحک» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ضحک