prevailing, predominant, dominant, preponderant, ruling, conquering, overmastering, overbearing, winning, winner, victor, victorious, pervasive
prevailing
predominant
dominant
preponderant
ruling
conquering
overmastering
overbearing
winning
winner
victor
victorious
pervasive
عقیدهی غالب بین مردم
the preponderant view amongst the people
در اینجا بادهای غالب از سمت شمال میوزند.
The prevailing winds here are from the north.
most (of), (a) majority (of), mostly
most
majority
mostly
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
غالب دانشآموزان در آزمون قبول شدند.
Most of the students passed the exam.
غالب اعضای تیم با استراتژی جدید موافقت کردند.
A majority of the team agreed on the new strategy.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
هر دو واژه «غالب» و «قالب» در زبان فارسی وجود دارند، اما معانی متفاوتی دارند و نباید با هم اشتباه گرفته شوند:
غالب به معنی پیروز، مسلط، چیره یا برترییافته است. مثلاً: نیروی غالب در میدان جنگ یا احساسات بر او غالب شد.
قالب به معنی شکل، فرم یا ساختار چیزی است. مثلاً: قالب شعر، قالب یخ یا قالب نان.
بنابراین، هر دو واژه درستاند، اما بسته به معنای مورد نظر باید از شکل صحیح استفاده شود. یکی به مفهوم چیرگی و پیروزی (غالب) و دیگری به مفهوم شکل و فرم (قالب) اشاره دارد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «غالب» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/غالب