آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴

    فلسفه به انگلیسی

    معنی

    فونتیک فارسی / falsafe /

    philosophy

    philosophy

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد فلسفه

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    الهیات حکمت
    مترادف:
    راز سر

    سوال‌های رایج فلسفه

    فلسفه به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «فلسفه» در زبان انگلیسی به Philosophy ترجمه می‌شود.

    فلسفه دانشی است که به پرسش‌های بنیادین درباره‌ی هستی، شناخت، حقیقت، اخلاق، زیبایی و عقلانیت می‌پردازد. این واژه از ریشه‌ی یونانی philosophia به معنای «دوستداری دانایی» گرفته شده و از دیرباز به‌عنوان جست‌وجوی خردمندانه‌ی انسان برای فهم جهان و جایگاه خود در آن شناخته شده است. فلسفه نه یک دانش محدود، بلکه نگرشی ژرف است که تلاش می‌کند از سطح ظاهر پدیده‌ها عبور کرده و به لایه‌های عمیق‌تر واقعیت دست یابد.

    در تاریخ اندیشه، فلسفه همواره نقشی اساسی در شکل‌دهی به فرهنگ‌ها و تمدن‌ها ایفا کرده است. فیلسوفان یونان باستان مانند سقراط، افلاطون و ارسطو با طرح پرسش‌هایی درباره‌ی عدالت، حقیقت و ماهیت جهان، پایه‌های نخستین اندیشه‌ی فلسفی را بنا نهادند. از آن زمان تاکنون، فلسفه به‌طور مداوم دگرگون شده و با جریان‌های مختلفی چون فلسفه‌ی مدرسی، تجربه‌گرایی، ایده‌آلیسم، پدیدارشناسی و فلسفه‌ی تحلیلی ادامه یافته است. هر یک از این مکاتب، کوششی برای پاسخ‌گویی به پرسش‌هایی است که همواره ذهن بشر را درگیر کرده‌اند.

    یکی از ویژگی‌های مهم فلسفه، گستردگی حوزه‌های آن است. فلسفه‌ی اخلاق به بررسی درست و نادرست، خیر و شر، و معیارهای ارزش‌گذاری می‌پردازد. فلسفه‌ی معرفت یا «اپیستمولوژی» ماهیت شناخت و حدود توانایی ذهن انسان را بررسی می‌کند. فلسفه‌ی ذهن، رابطه‌ی ذهن و بدن و ماهیت آگاهی را مورد بحث قرار می‌دهد. همچنین، فلسفه‌ی زبان، فلسفه‌ی علم، و فلسفه‌ی هنر هر یک بخشی از تلاش بشر برای فهم بهتر واقعیت‌های گوناگون جهان هستند. این تنوع نشان می‌دهد که فلسفه نه رشته‌ای محدود، بلکه بستری برای تأمل عمیق در همه‌ی جنبه‌های زندگی است.

    فلسفه علاوه بر مباحث نظری، تأثیر عمیقی بر علوم، هنرها و حتی زندگی روزمره داشته است. بسیاری از علوم طبیعی از دل پرسش‌های فلسفی زاده شدند؛ برای مثال، فیزیک و زیست‌شناسی در ابتدا بخشی از فلسفه‌ی طبیعی محسوب می‌شدند. همچنین، اصول منطقی که در فلسفه پرورش یافتند، بعدها زیربنای ریاضیات و علوم رایانه شدند. حتی در عرصه‌های غیرعلمی، فلسفه نقش راهنما داشته است؛ زیرا بسیاری از ارزش‌ها، هنجارها و معیارهای اجتماعی از دل اندیشه‌های فیلسوفان شکل گرفته‌اند.

    فلسفه در نهایت تلاشی است برای معنا بخشیدن به زندگی و یافتن راهی برای اندیشیدن ژرف‌تر. هرچند پرسش‌های فلسفی اغلب پاسخی قطعی و نهایی ندارند، اما همین پرسش‌گری مداوم است که اندیشه‌ی انسانی را پویا و خلاق نگاه می‌دارد. فیلسوفان بر این باورند که طرح پرسش، گاهی از یافتن پاسخ مهم‌تر است؛ زیرا پرسش درست می‌تواند دریچه‌ای تازه به جهان بگشاید. فلسفه را می‌توان سفر بی‌پایانی دانست که هر نسل از انسان‌ها به شیوه‌ی خود آن را ادامه می‌دهد تا به فهمی ژرف‌تر از خود و جهان پیرامون برسد.

    ارجاع به لغت فلسفه

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «فلسفه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/فلسفه

    لغات نزدیک فلسفه

    • - فلسطین
    • - فلسطینی
    • - فلسفه
    • - فلسفه اخلاقی
    • - فلسفه اصالت فرد
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.