آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۴

    مبصر به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / mobser /

    monitor, prefect

    monitor

    prefect

    کمک معلم

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    مبصر هر روز صبح حضوروغیاب می‌کند.

    The monitor calls the roll every morning.

    مبصر مسئول توزیع کتاب‌های درسی بود.

    The prefect was responsible for handing out the textbooks.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد مبصر

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    ارشد کلاس خلیفه
    مترادف:
    بینا مراقب
    مترادف:
    بابصیرت بصیر
    مترادف:
    اخترشناس ستاره‌شناس
    مترادف:
    غیب‌گو

    سوال‌های رایج مبصر

    مبصر به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «مبصر» در زبان انگلیسی به monitor ترجمه می‌شود.

    «مبصر» واژه‌ای است آشنا برای بسیاری از دانش‌آموزان، به‌ویژه در دوران ابتدایی و راهنمایی، و به فردی اطلاق می‌شود که از سوی معلم یا ناظم به‌طور موقت یا دائم به‌عنوان مسئول نظم و نظارت بر کلاس انتخاب می‌شود. مبصر در واقع دستیار معلم است؛ کسی که در غیاب او یا حتی در حضورش، وظیفه دارد محیط کلاس را از نظر انضباط، سکوت و اجرای وظایف محوله تحت کنترل نگه دارد. این جایگاه، گرچه غیررسمی است، اما در فضای آموزشی نقش قابل توجهی ایفا می‌کند.

    انتخاب مبصر معمولاً بر اساس ویژگی‌هایی مانند نظم، مسئولیت‌پذیری، مقبولیت بین هم‌کلاسی‌ها یا اعتماد معلم صورت می‌گیرد. گاه نیز نوبتی است و همه‌ی دانش‌آموزان فرصت تجربه‌ی آن را پیدا می‌کنند. مبصر وظایفی چون ثبت نام حاضران و غایبان، نوشتن نام دانش‌آموزان بی‌انضباط، پاک‌کردن تخته، تحویل برگه‌ها یا حتی رساندن پیغام به دفتر مدرسه را به‌عهده دارد. این مسئولیت‌ها، هرچند ساده به‌نظر می‌رسند، در واقع تمرینی عملی برای پذیرش مسئولیت اجتماعی و تقویت حس اعتماد به نفس در دانش‌آموزان است.

    از منظر تربیتی، نقش مبصر فرصتی است برای تقویت مهارت‌های فردی چون مدیریت، رهبری، عدالت‌ورزی، و ارتباط اجتماعی. کودکی که به‌عنوان مبصر انتخاب می‌شود، برای مدتی کوتاه در موقعیت قدرت و نظارت قرار می‌گیرد و باید بیاموزد چگونه میان دوست‌بودن و منصف‌بودن، میان سکوت‌طلبی و گفت‌وگو، تعادل برقرار کند. این تجربه به او می‌آموزد که مسئولیت، تنها قدرت نیست، بلکه تعهد، دقت و احترام به دیگران نیز هست.

    در فرهنگ ایرانی، جایگاه مبصر گاه با طنز، گاه با احترام و گاه با چاشنی دلهره در ذهن دانش‌آموزان ثبت شده است. گاهی مبصر به چشم یک «جاسوس کوچک» دیده می‌شود و گاهی هم به‌عنوان «قهرمان نظم و عدالت». این نگاه بسته به نوع مدیریت کلاس، رفتار معلم، و شخصیت خود مبصر متفاوت است. اما در هر حال، این نقش کوچک می‌تواند خاطراتی بزرگ و آموزنده برای سال‌های بعد زندگی بسازد.

    «مبصر» فقط یک نقش موقتی در کلاس درس نیست، بلکه تمرینی واقعی برای زندگی بزرگسالی است؛ جایی که انسان‌ها در موقعیت‌های کوچک و بزرگ باید مسئولیت بپذیرند، تصمیم بگیرند، میان حق و ناحق تمایز بگذارند و با احترام متقابل، فضای بهتری برای دیگران بسازند. چنین نقشی، اگر درست هدایت شود، می‌تواند مقدمه‌ای باشد برای پرورش نسلی متعهد، منظم و اخلاق‌مدار.

    ارجاع به لغت مبصر

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «مبصر» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/مبصر

    لغات نزدیک مبصر

    • - مبسوطا
    • - مبشر
    • - مبصر
    • - مبطل
    • - مبعد
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.