injured, hurt, harmed, impaired, hors de combat, stricken, crippled, mangled
injured
hurt
harmed
impaired
hors de combat
stricken
crippled
mangled
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
کارگر مصدوم، خانهی مرا ممنوعالفروش کرد.
The injured worker put a lien on my house.
او در نیمهی اول (مسابقه) مصدوم شد.
He got hurt during the first half.
شکل درست و معیار واژه «مصدوم» است. این واژه دارای ریشهی عربی است و در فارسی به معنی کسی که آسیب یا صدمه دیده است به کار میرود، بهویژه در مواردی مانند تصادف یا حادثه (مثلاً: «مصدومان حادثه به بیمارستان منتقل شدند»).
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مصدوم» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مصدوم