constructive, reformer, peacemaker, reformist
constructive
reformer
peacemaker
reformist
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
نگرش مصلح او تیم را قویتر کرد.
Her constructive attitude made the team stronger.
او رویکردی مصلح برای حل مسائل اجتماعی دارد.
She has a reformer approach to solving social issues.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مصلح» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/مصلح