آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۴

    معترض به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم صفت
    فونتیک فارسی / mo'tarez /

    objector, protester, opposer, remonstrant, protestant, griper, grouser

    objector

    protester

    opposer

    remonstrant

    protestant

    griper

    grouser

    اعتراض‌کننده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    پلیس چندین معترض را دستگیر کرد.

    The police arrested several protesters.

    معترضین در مرکز شهر جمع شدند.

    The protesters gathered in the city center.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد معترض

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    صفت اعتراض‌کننده اعتراض‌گر ایرادگیر خرده گیر مخالف معارض منتقد ناراضی نارضا واخواه

    سوال‌های رایج معترض

    معترض به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «معترض» در زبان انگلیسی، بسته به زمینه‌ی استفاده به protester یا objector ترجمه می‌شود.

    معترض به فردی گفته می‌شود که نسبت به یک رفتار، تصمیم، وضعیت یا اتفاق خاص اعتراض می‌کند و مخالفت خود را اعلام می‌دارد. این اعتراض می‌تواند به شکل کلامی، عملی یا نمادین باشد و هدف آن نشان دادن نارضایتی، بیان خواسته‌ها یا جلب توجه دیگران به یک موضوع است. معترض بودن نشان‌دهنده‌ی واکنش فرد به چیزی است که با اصول، ارزش‌ها یا انتظارات او همخوانی ندارد.

    معترض معمولاً فردی است که توجه و دقت ویژه‌ای به عدالت، انصاف یا حقوق خود و دیگران دارد. این فرد ممکن است در برابر تصمیمات غیرمنصفانه، رفتارهای ناعادلانه یا شرایط نامطلوب ایستادگی کند و سعی نماید تغییرات مثبت ایجاد کند. اعتراض می‌تواند در محیط‌های مختلف، از جمله محیط کار، تحصیل، اجتماع یا در روابط شخصی، مشاهده شود و نشان‌دهنده‌ی نگرش فعال و مسئولانه فرد نسبت به اطراف خود است.

    از دیدگاه روانشناسی، معترض بودن با احساس مسئولیت، وجدان اجتماعی و توجه به حقوق خود و دیگران مرتبط است. فرد معترض معمولاً تمایل دارد مشکلات را شناسایی کرده و برای رفع آن‌ها اقدام کند. این ویژگی می‌تواند نقش مثبت و سازنده‌ای داشته باشد، به شرطی که به روش‌های مؤثر و محترمانه ابراز شود و به تخریب یا آسیب رساندن به دیگران منجر نشود.

    معترض بودن همچنین می‌تواند در ایجاد تغییرات اجتماعی و فرهنگی اهمیت داشته باشد. بسیاری از اصلاحات و بهبودها در جامعه توسط افراد یا گروه‌های معترض شکل گرفته‌اند که با بیان نگرانی‌ها و ارائه پیشنهادات، مسیر حرکت جامعه را به سمت عدالت، رفاه و پیشرفت هدایت کرده‌اند. این رفتار نشان‌دهنده‌ی قدرت مشارکت فعال و تأثیرگذاری فرد بر محیط اطراف است.

    معترض شخصی است که با آگاهی، دقت و مسئولیت‌پذیری نسبت به شرایط اطراف خود واکنش نشان می‌دهد. این واکنش می‌تواند موجب اصلاح، تغییر و بهبود شرایط شود و در عین حال نشان‌دهنده‌ی جسارت، وجدان و توجه به ارزش‌ها و حقوق انسانی است. معترض بودن، اگر به شکل منطقی و مؤثر انجام شود، ابزار مهمی برای بیان نیازها، دفاع از حقوق و ایجاد تأثیر مثبت در محیط‌های مختلف زندگی است.

    ارجاع به لغت معترض

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «معترض» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/معترض

    لغات نزدیک معترض

    • - معتدله از نظرآب و هوا
    • - معتذر
    • - معترض
    • - معترضه
    • - معترف
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.