آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۴

      مخالف به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / mokhaalef /

      against, adverse, contrary, contrarious, contravener, counter, untoward, converse, inverse, contradictory, athwart, unfavorable, countervailing, resistant, opposed, disagreeing, enemy, opponent, averse, discordant, opposer, antagonist, opposite, inimical, con, adversary, objector, antipathetic, repugnant, dissenter, gainsayer, ill-disposed, nay, cross, dissident, dissenting, detractor, antagonistic, critic, contending, protestor, disaffected, apposing, hostile, unsympathetic, anti-, counter-, contra-

      against

      adverse

      contrary

      contrarious

      contravener

      counter

      untoward

      converse

      inverse

      contradictory

      athwart

      unfavorable

      countervailing

      resistant

      opposed

      disagreeing

      enemy

      opponent

      averse

      discordant

      opposer

      antagonist

      opposite

      inimical

      con

      adversary

      objector

      antipathetic

      repugnant

      dissenter

      gainsayer

      ill-disposed

      nay

      cross

      dissident

      dissenting

      detractor

      antagonistic

      critic

      contending

      protestor

      disaffected

      apposing

      hostile

      unsympathetic

      anti-

      counter-

      contra-

      ناسازگار، مغایر، منافی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      نود رأی موافق، پنجاه رأی مخالف و بیست رأی ممتنع

      a vote of ninety in favor, fifty against, and twenty abstaining

      سرسختانه با مالیات‌های جدید مخالف بود.

      He was adamantly opposed to new taxes.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      باد مخالف

      adverse wind

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد مخالف

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      پادزهر پرخیده
      متضاد:
      موافق
      مترادف:
      حریف خلاف دشمن طاغی عدو مدعی معارض مغایر منافی ناجور ناموافق
      مترادف:
      دگراندیش اپوزیسیون
      مترادف:
      نقیض ضد عکس

      سوال‌های رایج مخالف

      مخالف به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «مخالف» در زبان انگلیسی به opposite یا opponent (بسته به کاربرد) ترجمه می‌شود.

      «مخالف» واژه‌ای است که در زبان فارسی بسته به زمینه‌ی کاربرد می‌تواند معنای متفاوتی داشته باشد. در کاربردهای مفهومی و انتزاعی، مانند «عقیده‌ی مخالف»، معادل مناسب آن در انگلیسی opposite یا contrary است؛ اما در زمینه‌های رقابتی یا مجادله‌آمیز، مانند «مخالف سیاسی» یا «مخالف در بحث»، واژه‌ی opponent رایج‌تر است. این واژه به‌طور کلی به چیزی یا کسی اشاره دارد که در جهت یا موضعی متفاوت، متضاد یا ناسازگار قرار دارد، و دقیقاً همین تعارض است که معنای آن را شکل می‌دهد.

      در حوزه‌ی مفاهیم و زبان، «مخالف» به پدیده‌ای اطلاق می‌شود که جهت‌گیری یا محتوایی متضاد با یک چیز دیگر دارد. به عنوان مثال، شب مخالف روز، سردی مخالف گرما، یا نفرت مخالف عشق است. این تضادها در زبان نقش مهمی در ایجاد معنا دارند. بسیاری از واژه‌ها با شناختن متضاد آن‌ها بهتر درک می‌شوند و تضادها، ذهن را به درک دقیق‌تری از ویژگی‌ها و مرزهای مفاهیم وا‌می‌دارند. از این‌رو، شناخت واژه‌ی «مخالف» به فهم ساختار زبان و معناشناسی نیز کمک می‌کند.

      در روابط انسانی، وجود مخالف اغلب به‌عنوان نشانه‌ای از تنوع دیدگاه‌ها و آزادی اندیشه تلقی می‌شود. در جوامع سالم، مخالف بودن نه‌تنها نکوهش نمی‌شود، بلکه تشویق می‌گردد؛ چرا که تضارب آرا می‌تواند زمینه‌ساز پیشرفت فکری، اجتماعی و فرهنگی شود. فردی که دیدگاهی متفاوت از جریان غالب دارد، ممکن است با عنوان «منتقد» یا «مخالف» شناخته شود، اما نقش او در اصلاح، تعادل‌بخشی و رشد جامعه بسیار حیاتی است. البته نحوه‌ی ابراز مخالفت و نیز پذیرش آن توسط دیگران، شاخصی مهم برای سنجش سطح بلوغ فکری یک جامعه محسوب می‌شود.

      در زمینه‌های رقابتی یا ورزشی، «مخالف» به کسی گفته می‌شود که در برابر فرد یا تیم دیگر قرار می‌گیرد و با او رقابت می‌کند. این نوع از مخالفت معمولاً در چارچوب قوانین مشخص، سالم و با هدف کسب پیروزی صورت می‌گیرد. واژه‌ی opponent دقیقاً برای توصیف این نقش کاربرد دارد. در این حالت، مخالف نه لزوماً دشمن، بلکه رقیبی است که با حضورش سطح رقابت و تلاش را بالا می‌برد و مسیر رشد را هموارتر می‌سازد.

      «مخالف» مفهومی کلیدی در درک تعادل، تعامل و تنوع است. چه در اندیشه، چه در زبان، چه در روابط، وجود مخالف به ما کمک می‌کند تا مرزها را شناسایی کنیم، خود را در آینه‌ی تفاوت‌ها ببینیم، و تصمیمات آگاهانه‌تری بگیریم. مخالفت، اگر با احترام، منطق و مسئولیت‌پذیری همراه باشد، نه‌تنها تهدید نیست، بلکه فرصتی برای تعمق، تحول و تعادل است.

      ارجاع به لغت مخالف

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «مخالف» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/مخالف

      لغات نزدیک مخالف

      • - مخافت
      • - مخالطت
      • - مخالف
      • - مخالف بردگی
      • - مخالف بودن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.