(feminine proper noun) Mahvash
Mahvash
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
سماور روی مهوش افتاد و نیمی از تن او را سوزاند.
The samovar fell on Mahvash and scalded half of her body.
مهوش را از کلاه قرمزش شناختم.
I recognized Mahvash by her red hat.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مهوش» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مهوش