to look, to see, to view, to glance, to behold, to visualize, to glimpse, to take a look at
to look
to see
to view
to glance
to behold
to visualize
to glimpse
to take a look at
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
به چشمان کسی نگریستن
to look someone in the eyes
خاقانی به خرابهها نگریست و سر خود را تکان داد.
Khaghani viewed the ruins and shook his head.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «نگریستن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/نگریستن